گر پادشه به کوی تو آید گدا شود

گر پادشه به کوی تو آید گدا شود در کوی تو گدا برود پادشه شود مخرام هر طرف که ز قد تو کار حُسن بالا…

Continue Reading...

کافِر چه گنه کرد و مسلمان چه عبادت

کافِر چه گنه کرد و مسلمان چه عبادت دیباچهٔ عشق است کسی را چه ارادت چه صومعه،‌ چه میکده، چه دیر، چه کُهسار چه کفر،‌…

Continue Reading...

عشق تو دُرٌی ست کان را جان عاشق قیمت است

عشق تو دُرٌی ست کان را جان عاشق قیمت است هر که نتوانست دادن قیمتش بی همت است می‌کنم بی منتی جان را نثار روی…

Continue Reading...

عاشق به کوی عشق ندانم که چند خاست

عاشق به کوی عشق ندانم که چند خاست دانم که هیچ‌کس نه چو من مستمند خاست بر چرخ حسن روی تو ماه تمام شد در…

Continue Reading...

شرابخانه بهشت است و یار حور من است

شرابخانه بهشت است و یار حور من است بهشت و حور دگر جستن از قصور من است بیار می که من از خویشتن پریشانم مرا…

Continue Reading...

سرو بالای تو را آب روان از چشم ماست

سرو بالای تو را آب روان از چشم ماست گر نشاید روزگارش در کنار ما رواست جای تو دانم که دایم در دل ریش من…

Continue Reading...

ساقی سبک‌ آن رطل گران را به من آور

ساقی سبک‌ آن رطل گران را به من آور قوت دل و یاقوت روان را به من آور گر زانچه به ما می‌نرسد بادهٔ صافی…

Continue Reading...

زان آتشی کز هجر تو هر دم به جان من فتد

زان آتشی کز هجر تو هر دم به جان من فتد گر دم زنم خورشید را صد شعله در خرمن فتد گفتم شوم با درد…

Continue Reading...

روز و شب بودند زلف و روی تو با هم قرین

روز و شب بودند زلف و روی تو با هم قرین صبح روشن مدتی با شام تیره همنشین مشک بی آهوی پر چینش که ماچین…

Continue Reading...

دوشینه یار پرده ز رخ برگرفته بود

دوشینه یار پرده ز رخ برگرفته بود مطرب ترانهٔ غزل تر گرفته بود مستی غریب نیست ز چشمان ترک او نرگس، عجب مدار که، ساغر…

Continue Reading...