احمد محمود امپراطور
باز آمد بهار و نامد او
باز آمد بهار و نامد او چشم در انتظار روی نکو باز جامی شراب امیدم خالی از می شد و، شکست سبو باز سر سبز…
به برم چند گهی لعبت خندان ننشست
به برم چند گهی لعبت خندان ننشست گهر ناب من آن لعل بدخشان ننشست کرد افسون و مرا بست به تار مویش مگر افسوس که…
تا ز پیش نظرم شوخی پری رو رفته
تا ز پیش نظرم شوخی پری رو رفته ز گلستان نگه غنچه و ،هم بو رفته سر ِ من رفته ببالین غم و، غصه و…
در رثا ی خواهر یگانه ام که ساعت پیش خبر مرگش برایم مواصلت کرد
در رثا ی خواهر یگانه ام که ساعت پیش خبر مرگش برایم مواصلت کرد رفت از پیش نظر فاطمه و لیلای من در غم افتاداست…
دلم به یار دل آزار کی شود پینه
دلم به یار دل آزار کی شود پینه گل شکسته به گلزار کی شود پینه به پای عاشق در مانده در میانه ای راه ز…
سرو سهیء من عَلَمِ افتخار باش
سرو سهیء من عَلَمِ افتخار باش در مجمعی نیکو نسبان با وقار باش اغفالِ آدمان شریر هیچگاه مشو دور از همه دغدغه و گیر و…
طرح و اندیشه ی نو را ز سر ایجاد کنید
طرح و اندیشه ی نو را ز سر ایجاد کنید یوسف خویش از این چاهی غم آزاد کنید نگذارید شود حادثه ها دامنگیر بلمقابل بر…
کودکی خواب دیده را مانم
کودکی خواب دیده را مانم جسم از جان بریده را مانم در هوای تو میزنم پر و بال اشک مژگان چکیده را مانم نگرفتم فیض…
نه بخشمت چو بمن هر چه بود بد کردی
نه بخشمت چو بمن هر چه بود بد کردی تو عشق ِ پاکِ من از خویش مسترد کردی چه دیدی از دل پاک و هوای…
انسان شوی بس است کمالِ دگر مکن
انسان شوی بس است کمالِ دگر مکن با نآدمان زندگی ات تلخ تر مکن همرای همدم ِ کهن ات ساز روزگار فکر و خیال ِ…
باز استکبار دونان از جفا ها گل کند
باز استکبار دونان از جفا ها گل کند فطرت ناکاره گان تا بال عنقا گل کند زحمت دهقان و آب و خاک را تاثیر نیست…
به جهان نام سروری داریم
به جهان نام سروری داریم عطر گل های عنبری داریم شهد میگیرد هر که از لب مان گل ستان از دُر دری داریم معدن عزتیم…
تاکه اندیشه و فکرم به جنون بر گردد
تاکه اندیشه و فکرم به جنون بر گردد آسمان در شب تاریک منور گردد بال پرواز خیالم شکند مرز فلک ریگ صحرا ز پی توسن…
در رثای خواهر یگانه ام فاطمه لیلی نظام
در رثای خواهر یگانه ام فاطمه لیلی نظام رفت از پیش نظر فاطمه و لیلای من در غم افتاداست از سر تا قدم اعضای من…
دلم شد تا به عشقت آشنا آهسته آهسته
دلم شد تا به عشقت آشنا آهسته آهسته ز پا افتاده ام من بی عصا آهسته آهسته شراب شعر من تا در دماغت شد قدح…
سوختم، سوختم ای شوخ بلا یادم کن
سوختم، سوختم ای شوخ بلا یادم کن به سری بامِ سما آمده فریادم کن کشورِ هستی و دارایی من دادی به باد سحِر کن سحِر…
عزتِ فِزون باشد زاده ای حلالی را
عزتِ فِزون باشد زاده ای حلالی را با خود هر کجا دارد، مکتب تعالی را کارگاه این گردون، هرکه را دهد منصب مسندی گِل و…
کوه های سبز ملک بدخشانم آرزوست
کوه های سبز ملک بدخشانم آرزوست دیدار روی سرو خرامانم آرزوست یک کهکشان ستاره ای از عشق و همدلی تا صبحگاهی وصل درخشانم آرزوست در…
نیامدی چقدر من بیا، بیا کردم
نیامدی چقدر من بیا، بیا کردم برای دیدنت هر سوی دست و پا کردم چو شمع سوختم و قطره،قطره آب شدم به صد شکست دل…
آرزو دارم از این پس که تو یارم باشی
آرزو دارم از این پس که تو یارم باشی گلشن و، انجمن و، باغ و بهارم باشی نکند حرف بدِ مدعیان در تو اثر روشنیء…
آهو وشِ ، مه رخِ، بلبل زبان
آهو وشِ ، مه رخِ، بلبل زبان باد بهاری که وزیدن گرفت غنچه بهر شاخ دمیدن گرفت آهو وشِ ، مه رخِ، بلبل زبان از…
باز چون گل تو به دیدار چمن می آیی؟
باز چون گل تو به دیدار چمن می آیی؟ یا چو آهوی رمیده به دَمن می آیی؟ هر قدر دیر کنی در رهی تو منتظرم…
به بیت منتخب گردیده ی تو زیب عنوانم
به بیت منتخب گردیده ی تو زیب عنوانم الله ای مست شیرین کام من ای دشمن جانم کجایی از غمت من در کرایی گشته بریانم…
تاکی به نامه نامی ترا مختصر گرفت
تاکی به نامه نامی ترا مختصر گرفت در پرده های دل سخن عشق در گرفت از چشم من سرشکِ فراقی تو جوش زد سر چشمه…
در رثای خواهر یگانه ام فاطمه لیلا کنگورچی
در رثای خواهر یگانه ام فاطمه لیلا کنگورچی امشب به یاد و خاطر لیلا گریستم یعنی به بیوفایی دنیا گریستم طوفان غصه و غم و…
دلهای پاک و جبهه بخاک اوفتاده کو
دلهای پاک و جبهه بخاک اوفتاده کو تعظیم بر حقوق و قوانین نهاده کو جز کاهلی و جاهلی و قتل و انتقام بهر شریر و…
سه شنبه اول حوت هزار و سه صد نود و یک
سه شنبه اول حوت هزار و سه صد نود و یک که برابر میشود به 19 فبروری 2013 میلادی سرودم احمد محمود امپراطور
عشق دارد جلوه های آتشین
عشق دارد جلوه های آتشین آفرین بر قلب عاشق آفرین دل عجب مرغ ایست کز پرواز او آسمانها میشود زیر نگین انتظار یار بس مشکل…
گر دل بخون طپید و ز چشم آب دیده رفت
گر دل بخون طپید و ز چشم آب دیده رفت آن نور دیده، دیده ای من را ندیده رفت آبِ حیات من نه پسندید و…
نیک و بدی جهان عمل و طرح نو کند
نیک و بدی جهان عمل و طرح نو کند هر کس هر آنچه کِشت نماید درو کند دست است هر کجا سر دست دگر قوی…
از ما سلام بر همگی عاشقان عشق
از ما سلام بر همگی عاشقان عشق بر بارگاهی منزلتِ رهروان عشق دلها طپید و عالم جاوید شد بنا معنی گرفت هستی به نام و…
ای زلیخا کور شو یوسف به زندان میرود
ای زلیخا کور شو یوسف به زندان میرود لعلِ سرخ و سبزه از کوهِ بدخشان میرود آفت از خاک و بلا از آسمان سر میکشد…
بال کبوتر
بال کبوتر رفتی و با تو رفت همه صبر و قرار من در پیش دل نماند دگر اعتبار من طوفانِ آمد و گل عشقم به…
به درت آمده و تَک تَکِ بسیار زنم
به درت آمده و تَک تَکِ بسیار زنم خویش را از همگی کرده خریدار زنم بسر کوچه ای تو رفته نشینم شب و روز سرمه…
ترا تنهای تنها دوست دارم
ترا تنهای تنها دوست دارم ترا امروز و فردا دوست دارم ترا از هر چه بهتر می پسندم ترا چون پیر و مولا دوست دارم…
در رثای رحلت شاعر توانا و بلند قریحه، سیاستمدار مدبر، شخصیت نظامی و وطن پرست پدر بزرگوار و محبوب قلبم حضرت استاد شیر احمد یاور کنگورچی
در رثای رحلت شاعر توانا و بلند قریحه، سیاستمدار مدبر، شخصیت نظامی و وطن پرست پدر بزرگوار و محبوب قلبم حضرت استاد شیر احمد یاور…
دمید فصل بهاران و شد شگوفایی
دمید فصل بهاران و شد شگوفایی به شاخسار رسیده است عطر و زیبایی به باغ و راغ گرفت جای بلبل خوشخوان قدح زند به شقایق…
سوختن شد حاصلم بی اختیار
سوختن شد حاصلم بی اختیار آتشِ این محفلم بی اختیار کاروان را دل بُوَد بانگِ جرس در میانِ محملم بی اختیار ای شهنشاهی هنر ای…
عاشق و دل بیقرارم روز و شب
عاشق و دل بیقرارم روز و شب رفته از دست اختیارم روز شب دشنه خوردم از قضای روزگار خون نرفته شرمسارم روز و شب چهره…
گمان کنم ز وصل انتظار میجوشد
گمان کنم ز وصل انتظار میجوشد در این دیار عدم رنج یار میجوشد تمام خون جگر ریختم بدامن دل به دشت و دامنه ها لاله…
هر لحظه ای که یاد ز نام پدر کنم
هر لحظه ای که یاد ز نام پدر کنم نوش از شراب غصه و خون جگر کنم آواره گردی کوچه و بازار دل شدم تن…
از هجر یار سینه ای من داد میزند
از هجر یار سینه ای من داد میزند آتش به آستانه ای آباد میزند ای گل فروش دست تکدی مبر به گل بلبل به عشق…
ای مه لقا کجایی و مهمانِ کیستی
ای مه لقا کجایی و مهمانِ کیستی در باغ عشق سرو ِ خرامانِ کیستی دیشب تمام شب به هوای تو سوختم از جسم من رمیده…
بازوی قدرت است که توان موج میزند
بازوی قدرت است که توان موج میزند فر و شکوه ز کوه گران موج میزند حماسه آفرینی عشق است چراغ را تا در نبرد تیر…
به عشق هر چه باشد تکامل کند
به عشق هر چه باشد تکامل کند به همت خس و خار را گل کند رگِ شبنم افتد به سیر نمو گلستان که فریاد بلبل…
جمعه ۰۹ حوت ۱۳۹۲ هجری خورشیدی
جمعه ۰۹ حوت ۱۳۹۲ هجری خورشیدی که برابر میشود به ۲۸ فبروی ۲۰۱۴ میلادی سرودم احمد محمود امپراطور
در زند گی و دوستی ها اعتبار نیست
در زند گی و دوستی ها اعتبار نیست در این جهان سفله یکی غمگسار نیست امروز هر که لافِ پروفیسوری زند فخر خرد به دیپلوم…
دو عالم ز نامت کمایی کنم
دو عالم ز نامت کمایی کنم به هفت آسمان آشنایی کنم بدرگاه ناز تو روی آورم ز شب تا سحر جبهه سایی کنم ملک را…
شب زلف یار بود و دو دستم چو شانه ها
شب زلف یار بود و دو دستم چو شانه ها راز و، نیاز و، حرفِ دلی عاشقانه ها عطر خوش و هوای بهارش به من…
عشق زلیخایی
عشق زلیخایی شعله زد به قلب من دیدم آن شنیدنها از نسیم جسم تو عطر کرد وزیدنها از اپارتمان خود دیده ام که می بینی…
گل لبخند توست خورشیدم
گل لبخند توست خورشیدم چشم زیبات صبح امیدم هر کجا جلوه میدهی تو به ناز عشوه های تو عمرِ جاویدم تا به یاد تو اشک…
هرچند که جان در سر کوی تو مقیم است
هرچند که جان در سر کوی تو مقیم است به دیدن روی تو دل و دیده یتیم است امروز بدانی سبب زندگیم چیست؟ از خاطر…
از هجر یار سینه ی من داد میزند
از هجر یار سینه ی من داد میزند آتش به آستانه ی آباد میزند ای گل فروش دست تکدی مبر به گل بلبل به عشق…
ای عشق بیا کذب و دَغا را بِشکن
ای عشق بیا کذب و دَغا را بِشکن از آیینه ها رنگی جلا را بِشکن از خوان کرم بده و ارزان میدار این محنت کاسه…
باور بکن که از دل و جان دوستدارمت
باور بکن که از دل و جان دوستدارمت انصاف نیست این که مرا سر گران کنی جسم مرا به درد و الم ترجمان کنی محتاج…
به لعل سرخ و خندانت بمیرم
به لعل سرخ و خندانت بمیرم به مرواریدی دندانت بمیرم حریر پیرهن داری تو از گل به آن چاک گریبانت بمیرم زدی آتش مرا با…
تلخ آمدم از زندگی ایکاش بمیرم
تلخ آمدم از زندگی ایکاش بمیرم از بار غم عشق تو افتاده به زیرم انساج وجودم بمن است چون غل و زنجیر یعنی که به…
در قلب منی گم شده همسایه خدا بود
در قلب منی گم شده همسایه خدا بود بیگانه جدا، دوست جدا، عشق جدا بود آنچه که در این عالم هستی نشد از من مهر…
رسیده است ز تو رنج بی شمار مرا
رسیده است ز تو رنج بی شمار مرا که رفته است ز سر هوش و اختیار مرا اگر چه عهد وفای تو جمله بود دروغ…
شرمنده به پیش اهل ایمان باشی
شرمنده به پیش اهل ایمان باشی افتاده به رنج و قید زندان باشی تا آب بنوشی سینه ات پاره شود در آتش غم کباب و…
عشق من مزن آتش شاخ آشیانم را
عشق من مزن آتش شاخ آشیانم را یک نگاه بسویم کن حال نتوانم را بس نموده سودایت قلب من اسیری خویش بیش از این مده…
گشته ام بیزار از بیداد و از این کل مکل
گشته ام بیزار از بیداد و از این کل مکل از جفنگ این ستمکاران دزد و بد عمل مردمان ساده ای ما را به وحشت…
هنوز عزم متین است بر نمیگردی
هنوز عزم متین است بر نمیگردی سخن، سخن ز یقین است بر نمیگردی دگر کجا رود این مرغ آشیان برباد به فکر خلد برین است…
از ما به آن پری برسانید پیام ما
از ما به آن پری برسانید پیام ما گویید پخته کی شود این بختِ خام ما زخم که خورده ایم ز عشق تو در جگر…
آیا به عشق گشته ای دیوانه ای چو من
آیا به عشق گشته ای دیوانه ای چو من از خویش رفته و شده بیگانه ای چو من از انتظار و صبر و تحمل شدم…
بدخشان سرزمین آریایی
بدخشان سرزمین آریایی عروس عشق خفته در گلستان به کشم و جرم و درواز و به خواهان نوا آمد سحر از سوی بستان ز آن…
به کویت تا سحر شب زنده دارم
به کویت تا سحر شب زنده دارم بیا زین بیش مگذار انتظارم شوم گاهی من از این زندگی سیر بسوزد کاش بختِ نابکارم جوانی رفت…
جانا چه شد که این همه بی اعتنا شدی
جانا چه شد که این همه بی اعتنا شدی رفتی و دوست با جمع نا آشنا شدی خوردی نمک ولی تو نداستی پاس آن آفت…
در کجا باشد که من جانانه را نشناختم
در کجا باشد که من جانانه را نشناختم فرق بین کعبه و بتخانه را نشناختم آسمان آیینه شد تا چشم بر بستم ز خویش زلف…
رحمی بکن بیا که نگردم دگر عذاب
رحمی بکن بیا که نگردم دگر عذاب این سینه از غم تو شود تا به کی کباب دیشب دلم بحال خودم سخت غصه کرد از…
شده چند روز ز تو نامه و پیغامم نیست
شده چند روز ز تو نامه و پیغامم نیست روز شب رفته پیهم سحر و شامم نیست چشم پر اشک و هوای دلِ من غم…
عشق مرا سوی جنون میکشد
عشق مرا سوی جنون میکشد در سری راهی تو به خون میکشد درد که از هجر تو دارد تنم دل ز همه کرده فزون میکشد…
گوهر معنی به لب آورد ادب سنجیدگان
گوهر معنی به لب آورد ادب سنجیدگان شام اینجا گشت روشن از سخن فهمیدگان خاک صحرای جنون پیوست با خلد برین آرزو ها شد میسر…
وای بسمل شدم و تیر ِخطایت صدقه
وای بسمل شدم و تیر ِخطایت صدقه قدی موزون تو و ناز و ادایت صدقه محشر آراسته است نوگل ِرویت هر جا عطر ِگیسوی تو…





