قدم گذار ز اقلیم آب و رنگ برآ

قدم گذار ز اقلیم آب و رنگ برآ بسانِ تیر از این خوابگاه جنگ برآ شرابِ عقل به پیمانه ای ادب برسان ز جام ِ…

Continue Reading...

من آن لعل بدخشان می پسندم

من آن لعل بدخشان می پسندم پری روی سخندان می پسندم گره خورده دلم در تار زلفش سیه مستِ گریزان می پسندم بدانم او مرا…

Continue Reading...

آخر دلم به آب و هوای وصال سوخت

آخر دلم به آب و هوای وصال سوخت این رشته ای جوانی من ماه و سال سوخت شعرم گرفت رونقِ بازار عشق تو از بی…

Continue Reading...

اگر نظر به منی بینوا کنی چه شود؟

اگر نظر به منی بینوا کنی چه شود؟ ز خاطرات کمی یاد ها کنی چه شود؟ دلت نمی شود از من بلب بر ِ نامم…

Continue Reading...

اینجا دلم گرفته و دلگیر می زنند

اینجا دلم گرفته و دلگیر می زنند اینجا به عشق وعاطفه شمشیر می زنند اینجا روال در بدری در شگفتن است اینجا شگون هر چه…

Continue Reading...

بلبل من از کجا شیرین زبانی میکنی

بلبل من از کجا شیرین زبانی میکنی بر سر ما ناز و کبر نو جوانی میکنی خورده ام پیکان عشق و بسملم در راه تو…

Continue Reading...

بی من بهر کجا که روی خار می شوی

بی من بهر کجا که روی خار می شوی از هست و بودی زندگی بیزار می شوی دیگر تو سرو ِ سبز و، گلستان هوس…

Continue Reading...

دانی که چون دیوانگان، در عشق تو دیوانه ام

دانی که چون دیوانگان، در عشق تو دیوانه ام در مجلس میخوارگان، هم عهد با پیمانه ام نامحرم است در چشم من، چشم و رخ…

Continue Reading...

دل از غم و از غصه جدا می شده باشد

دل از غم و از غصه جدا می شده باشد این طالع ِ خوابیده رسا می شده باشد بسمل شده گان در ِ صد بیم…

Continue Reading...

روزِ شادِ ما چو روزِ محشر است

روزِ شادِ ما چو روزِ محشر است زندگانی غصه و دردِ سر است میکشیم ادبار و رنج جاهلان بخردان در نزد جاهل چاکر است بر…

Continue Reading...