تم کز غم من غم نداری

گرفتم کز غم من غم نداری عفاک‌الله دروغی هم نداری به بند عشوه پایم بسته می‌دار کز این سرمایه باری کم نداری به دشنامی که…

Continue Reading...

بیل عشق تو دل گل ندارد

به بیل عشق تو دل گل ندارد که راه عشق تو منزل ندارد قدم بر جان همی باید نهادن در این راه و دلم آن…

Continue Reading...

باز به عاشقی درافکندم

دل باز به عاشقی درافکندم برداد به باد عهد و سوگندم پیوست به عشق تا دگرباره ببرید ز خاص و عام پیوندم برکند به دست…

Continue Reading...

ا دلم از غمت به جان آمد

جانا دلم از غمت به جان آمد جانم ز تو بر سر جهان آمد از دولت این جهان دلی بودم آن نیز به دولتت گران…

Continue Reading...

می‌دار کانچه بنمودی

یاد می‌دار کانچه بنمودی در وفا برخلاف آن بودی حال من دیده در کشاکش هجر وصل را هیچ روی ننمودی ناز تنهات بود عادت و…

Continue Reading...

صوت نمی‌بندد که دل یاری دگر گیرد

مرا صوت نمی‌بندد که دل یاری دگر گیرد مرا بیکار بگذارد سر کاری دگر گیرد دل خود را دهم پندی اگرچه پند نپذیرد که بگذارد…

Continue Reading...

در زهد و توبه دربستم

آخر در زهد و توبه دربستم وز بند قبول آن و این رستم بر پردهٔ چنگ پرده بدریدم وز بادهٔ ناب توبه بشکستم با آن…

Continue Reading...

تو قضای آسمانست

عشق تو قضای آسمانست وصل تو بقای جاودانست آسیب غم تو در زمانه دور از تو بلای ناگهانست دستم نرسد همی به شادی تا پای…

Continue Reading...

تا صبح یار در بر بود

دوش تا صبح یار در بر بود غم هجران چو حلقه بر در بود دست من بود و گردنش همه شب دی همه روز اگرچه…

Continue Reading...

ای دل که عشق کار تو نیست

مکن ای دل که عشق کار تو نیست بار خود را ببر که بار تو نیست مردی از عشق و در غم دگری گرچه این…

Continue Reading...