خوشا با دوستان در بوستان گل

خوشا با دوستان در بوستان گل که خوش باشد بروی دوستان گل شکوفه مو بدست و ابر دایه صبا رامین و ویس دلستان گل سمن…

Continue Reading...

خدنگ غمزهٔ جادو چو در کمان آرد

خدنگ غمزهٔ جادو چو در کمان آرد هزار عاشق دلخسته را بجان آرد در آن دقیقهٔ باریک عقل خیره شود دلم حدیث میانش چو در…

Continue Reading...

چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی

چون نداری جان معنی معنی جانرا چه دانی چون ندیدی کان گوهر گوهر کانرا چه دانی هر که او گوهر شناسد قیمت جوهر شناسد گوهر…

Continue Reading...

چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال

چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال شوم مقیم درت بالغدو و الاصال شگفت نیست اگر صید گشت مرغ دلم که در هوای تو سیمرغ بفکند…

Continue Reading...

چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران

چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران چو تاب طره بنمودی ببردی آب طراران ترا بر اشک چون باران من گر خنده می‌آید عجب نبود…

Continue Reading...

چشمت دل پر ز تاب خواهد

چشمت دل پر ز تاب خواهد مستست از آن کباب خواهد کام دل من بجز لبت نیست سرمست شراب ناب خواهد از من همه رنگ…

Continue Reading...

توئی که لعل تو دست از عقیق کانی برد

توئی که لعل تو دست از عقیق کانی برد فراقت از دل من لذت جوانی برد ز چین زلف تو باد صبا بهر طرفی نسیم…

Continue Reading...

ترک تیرانداز من کز پیش لشکر می‌رود

ترک تیرانداز من کز پیش لشکر می‌رود دلربا می‌آیدم در چشم و دلبر می‌رود بامدادان کان مه از خرگاه می‌آید برون ز آتش رخسارش آب…

Continue Reading...

تا درد نیابند دوا را نشناسند

تا درد نیابند دوا را نشناسند تا رنج نبیند شفا را نشناسند آنها که چو ماهی این بحر نگردند شک نیست که ماهیت ما را…

Continue Reading...

پرده از رخ بفکن ای خود پردهٔ رخسار خویش

پرده از رخ بفکن ای خود پردهٔ رخسار خویش کی بود دیدارت ای خود عاشق دیدار خویش برسر بازار چین با سنبل سوداگرت مشک اگر…

Continue Reading...