دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم

دی مغبچه‌ای گفت که ما مظهر یاریم سر تا بقدم آینه‌ی روی نگاریم ما نقطه‌ی پرگار وجودیم ولیکن گاهی بمیان اندرو گاهی بکناریم ما سراناالحق…

Continue Reading...

بعقل غره مشو تند پا منه در راه

بعقل غره مشو تند پا منه در راه بگیر دامن عشق و ز صبر همت خواه عیان در آینه‌ی کاینات حق بینید اگر بچشم حقیقت…

Continue Reading...

ما سالها مجاور میخانه بوده‌ایم

ما سالها مجاور میخانه بوده‌ایم روز و شبان بخاک درش جبهه سوده‌‌ایم بارخش، صبر وادی لاراسپرده‌ایم اندر فضای منزل الا غنوده‌ایم پا از گلیم کثرت…

Continue Reading...

دوشینه سخن از خم آن زلف دوتا رفت

دوشینه سخن از خم آن زلف دوتا رفت دل بسته‌ی او گشت و روان از بر ما رفت گویند جدایی نبود سخت، ولیکن بر ما…

Continue Reading...

بعد ازین خدمت آن سروروان خواهم کرد

بعد ازین خدمت آن سروروان خواهم کرد خدمتش از دل و جان دردوجهان خواهم کرد بردم تیغ غمش، سینه سپر خواهم کرد پیش تیر نگهش…

Continue Reading...

مقصد من خواجه مولای من است

مقصد من خواجه مولای من است توشه‌ی من نیز تقوای من‌ست در مناجاتم چو موسی با اله خلوت دل، طور سینای من‌ست می روان مرده‌ام…

Continue Reading...

خیز و رو آور بمعراج یقین

خیز و رو آور بمعراج یقین بی براق و رفرف و روح الامین نیستی معراج مردان خداست نیست معراج حقیقت غیر از این سرنوشت عاشقان…

Continue Reading...

بشنو ز ما که تجربه کردیم سالها

بشنو ز ما که تجربه کردیم سالها بیحاصلی‌ست حاصل این قیل و قالها حالی اگرچه رند خرابات خانه‌ایم لیکن فقیه مدرسه بودیم سالها! یعنی بمی…

Continue Reading...

محرم راز خدایی، دل دیوانه‌ی ماست

محرم راز خدایی، دل دیوانه‌ی ماست مخزن گنج نهان، سینه‌ی ویرانه‌ی ماست مشعل خور که فروزان شده بر صحن سپهر پرتوی از مه رخساره‌ی جانانه‌ی…

Continue Reading...

دلی که در خم آن زلف تا بدار افتاد

دلی که در خم آن زلف تا بدار افتاد چو شبروان، سرو کارش بشام تار افتاد هوا عبیر فشان شد، مگر گذار سبا بزیر حلقه‌ی…

Continue Reading...