غزلیات ضیا قاریزاده
آمدم پشت درت ليك صدا نا كرده
آمدم پشت درت ليك صدا نا كرده رفتم از كوى تو بامان خدا نا كرده زين قيامت كده رفتيم و بحسرت رفتيم قامت سرو تو…
ادب در سخن چون بود پرده پوش
ادب در سخن چون بود پرده پوش نيوشنده را نرم آيد به گوش استاد ضيا قاريزاده تابلو اثر محترم استاد منير پيكان
يارب بكن از غم و الم دور مرا
يارب بكن از غم و الم دور مرا مگذار بچنگ جور و ناجور مرا شد چنگ قد و قامتم از ظلم فلك دف حلقه بگوش…
هدف يا مراد
هدف يا مراد صبح شد اي دلِ غمديده، به غوغا برخيز تپشي وام كن از ذوقِ تمنا برخيز از سپيده، سحر آئينه گرفته ست به…
نامردمى
نامردمى دلم را سر بسر سودا گرفته كه در زلف بتان ماوا گرفته سياه زلفان او در پا فتاده بلا بالاى او بالا گرفته غم…
مشک تازه ميبارد ابر بهمن کابل
مشک تازه ميبارد ابر بهمن کابل موج سبزه ميکارد کوی و برزن کابل ابر چشم تر دارد سبزه بال و پر دارد نگهت ديگر دارد…
گوشت و ناخن
گوشت و ناخن ريخت آهو بچه ى نا پخته سال طرح الفت با يكى روباه زال با خيال خام و با تدبير سست با…
گذشتیم از همه دنیا گذشتیم
گذشتیم از همه دنیا گذشتیم ز دنیا و زمافیها گذشتیم بسان موجه های بی سر انجام به بیتابی از این دریا گذشتیم کف خاکستری از…
فرياد از اين دل
فرياد از اين دل گشتيم آخر برباد از اين دل فرياد از اين دل، فرياد از اين دل باشد كه گرديم آزاد از اين…
عيد استقلال
عيد استقلال ميرسد در بهار استقلال عيد با افتخار استقلال باز آغاز ميشود به چمن جشن عشرت نثار استقلال باز خواند ترانه ى شادى بلبل…
شكسته
شكسته مگو پاى خديو جم شكسته كه دل در سينه ى ما هم شكسته در اين كهسار چون فرهاد بيكس نگين بسيار بى خاتم شكسته…
شاخ كبر
شاخ كبر شنيدم شاخه ى پربرگ و بارى كه بودى نذر هر برگش، بهارى ميان شاخساران خوش نما تر كشيده يك سر و گردن فرا…
سپيد و سياه
سپيد و سياه دو توسن دارد اين چرخ كهن توز يكى را شب بود نام و يكى روز يكى را از سياهى زنگ بر پاى…
رقيب بى حيا
رقيب بى حيا پشت سر ما را رقيب بى حيا دَو ميزند چون كه مى بيند مرا فوراً دَو خو ميزند اين گداى پول پرور…
دل هاى شكسته
دل هاى شكسته دلى دارم كه سر تا پا شكسته چو زلف يار از صد جا شكسته درست است اينكه ميگويند مردم به زير پاى…
در این ستمکده نومید خفتهای بیدل
در این ستمکده نومید خفتهای بیدل به آرزوی دلت ميدهم قسم برخيز نواي آدم ستاره كور شد و جلوه زد سحر برخيز به ياد منتظران…
خلعت هستى
خلعت هستى دوزخ شررى از جگر سوخته ى ماست خورشيد گلى ز آتش افروخته ى ماست خوابي است وصال تو كه آيد به شب هجر…
حيف
حيف سرد شد باد مهرگانى حيف زرد شد شاخ ارغوانى حيف زلف سنبل به پيچ و تاب افتاد در كف صرصر خزانى حيف پاره شد…
توبه نامه چرسى
توبه نامه چرسى اى شيرهء جان دردمندان اى روح و روان مستمندان اى گرم كن محافل ما اى رهزن ديده و دل ما اى هوش…
پول تويانه
پول تويانه ز بى قوتى ضعيف و زار گشتن تن لاغر ز غم بيمار گشتن به سر بردن به كنجي تن برهنه شنيدن از…
ﺑﻬﺎﺭﻡ ﺭﻓﺖ ﺧﺰاﻧﻢ ﺭﻓﺖ
ﺑﻬﺎﺭﻡ ﺭﻓﺖ ﺧﺰاﻧﻢ ﺭﻓﺖ ﺷﻜﻮﻩ ﺟﺎﻭﺩاﻧﻢ ﺭﻓﺖ ﺳﻴﻞ اﺷﻚ ﺯﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﺭﻓﺖ ﺧﻮﻥ ﺯﺟﮕﺮﻓﺮاﻭاﻧﻢ ﺭﻓﺖ ﺑﺨﺪاﻛﻪ ﺩﻟﻮﺟﺎﻧﻢ ﺭﻓﺖ ﻛﺒﻮﺗﺮﻣﺎﺯﺳﺮﺑﺎﻣﻢ ﺭﻓﺖ ﺑﺮاﻳﺖ ﮔﺮﻳﻪ ﻫﺎﻱ ﺯاﺭﻛﺮﺩﻡ ﭘﺮﻳﺸﺎﻥ ﺩﻝ…
باغبان پير
باغبان پير نخلى به سر رسيد و برآورد برگ و بار گفتا به باغبان كه اَيا سازگار من! اينك به يارى تو برومند گشته ام…
اى عكس نشان سال و ماهي بودى
اى عكس نشان سال و ماهي بودى بر تازه جوانى ام گواهي بودى من پير شدم ولى جوانى تو هنوز الحق كه رفيق نيمه راهي…
الا اى نى نواز آخر نوائی
الا اى نى نواز آخر نوائی خروشى ناله اى شور صدائی مبادا آتش صحرا شود سرد مبادا كاروان خوابد به جائی الا اى نى نواز…
آداب بيان
آداب بيان يكى از سلاطين مشرق زمين كه بودش جهانى به زير نگين شبى ديد در خواب كش بر دهان ز دندان يكى هم نمانده…
يارب! مرا چو مرغ هوا بال و پر بده
يارب! مرا چو مرغ هوا بال و پر بده وانگه از اين خرابه رحيل سفر بده شمعم به طاق و طارم افلاك برفروز آن سو…
هديه ى عاشق
هديه ى عاشق به دو چشم تو كه كيفيت صهبا دارد به دو لعل تو كه اعجاز مسيحا دارد به دو رخساره ى زيباى تو…
ناخن تقدير
ناخن تقدير مرغ سبك بال من، بال بكش پر بكش! امشب از اين تيره خاك تا به فلك سر بكش! خيمه ى مجنون فراز، دامن…
مگر شب زلف آن شيرين شمايل بود در دستم
مگر شب زلف آن شيرين شمايل بود در دستم كه دل چون مرغ دست آموز مايل بود در دستم چو موج هر جا كه رفتم،…
گوشت و ناخن
گوشت و ناخن يكى قطره ز درياى خروشان به ساحل خواست تا گردد خرامان بيامد موج سيلى زد به رويش كه نتوان ديد آب و…
گاگرين
گاگرين همت كنيد تا كه شويد از زمين بلند چونان كه شد به جو فضا گاگرين بلند بى علم كى به پاى عمل ميتوان رسيد…
فرمان جعلى
فرمان جعلى مدير ماليه غزنه ساخت فرمانى كه ملك احمد ضبط ست آنچه موجودست اگر تمرد از او سر زند قرار اصول خودش اسير و…
عيد رمضان
عيد رمضان طفلی به پدر گفت که عید رمضانست روز طرب و عشرت و عیش همگانست دل هاهمه جوشیده و لبها همه خندان تن ها…
شك
شك چشم جهان تاريك بر زندگى گشادم يك مشت مرده دل را آب حيات دادم از تاب من اثر برد بيتابى ستاره پا از كنام…
شاخ ارغوان
شاخ ارغوان بر درختان بر درختان، شاخه هاى ارغوان يادگار عشق هاى نامراد و آتشين در بهاران در بهاران، جوش هاى ارغوان لاله روى من…
زندگى در گردن دانا
زندگى در گردن دانا زندگى در گردن دانا وبالى بيش نيست زيستن تا نيست گرديدن خيالى بيش نيست آن كه بر وى تهمت بار امانت…
رفتيم از اين بيابان، كرديم رو به دريا
رفتيم از اين بيابان، كرديم رو به دريا تا گم كنيم خود را چون آب جو به دريا نگشود عقده ى دل چرخ كبود ناخن…
دل من
دل من عمري است به ياد لب جانانه دل من خون مى چكد از ديده به پيمانه دل من – آيينه ى ما محو…
در شان حضرت غوث الا عظم دستگير رح
در شان حضرت غوث الا عظم دستگير رح اولاده ى رسولِ خدايي و پير هم محبوب كبريا و شهي دستگير هم داري محى الدين…
خشك مغزان
خشك مغزان خشك مغزانيكه از تقوا كر و فر مى كنند دامن خورشيد را از معصيت تر مى كنند هر كرا يابند دانا تر ز…
چه شود گر كه در افتد نظر پير بمن
چه شود گر كه در افتد نظر پير بمن خوش ندارم كه شود آئينه تصوير بمن پيش از مرگ بديدار تو روشن گردد جان من…
تفتيش
تفتيش دايماً در كار ها تفتيش از دولت بجاست گر مفتش دزد باشد كار مردم با خداست پرتو تفتيش عادل چون بهر كارى فتد يا…
پرورده ى كوهسارم، با كوهكن همكارم
پرورده ى كوهسارم، با كوهكن همكارم افسانه ى شيرينى در گوش كر انگيزم استاد ضيا قاريزاده
بهاران
بهاران بهار شد كه چمن رنگ و بو ز سر گيرد بهار شد كه جهان رونق دگر گيرد بهار شد كه درختان شگوفه بار…
بازيچهء ايام
بازيچهء ايام در غمكده اى دهر كس آرام ندارد آرام درين غمكده جز نام ندارد بى چرخ برين نيست نه آنجا و نه اينجا هر…
اى دلبر من
اى دلبر من اى دلبر من ، مه پيكر من خون شد ز غمت، دل در بر من برمن نظرى اى لاله عذار سويم گذرى…
الا اى نى نواز آخر نوائى
الا اى نى نواز آخر نوائى خروشى ناله ى شورِ صدائى مبادا آتش صحرا شود سرد مبادا كاروان خوابد بجائى استاد ضيا قاريزاده
اتحادى بنماييم مهيا امروز
اتحادى بنماييم مهيا امروز چشم عبرت بگشاييم به دنيا امروز دگران را بنماييم تماشا امروز كز ره علم نمودند چه برپا امروز من و تو…
ياد گار
ياد گار به ياد آر اى سرو گلگون عذار كه من مرده باشم بيايد بهار بهاريكه جان دردمند مرده را بشور آورد طبع افسرده را…
هجوئيه
هجوئيه اين نامه منظوم در هجو كابينهء محمد هاشم ميوندوال سروده شده عزيز جگر گوشه ميوند والا كه كردى فدا مال و هم جان خود…
ناله ى شام
ناله ى شام گاه گاهى كه ز شيرين دهنان ياد كنم گريه بر تلخيِ جانكندنِ فرهاد كنم هر كجا بر دهنِ غنچه زند باد صبا…
مشك تازه مى بارد ابر بهمن كابل
مشك تازه مى بارد ابر بهمن كابل موج سبزه مى كارد كوى و برزن كابل ابر چشم تر دارد سبزه بال و پر دارد نزهت…
لالا ملنگ
لالا ملنگ عمر هاشددر زيارت ها ملنگى ميكنم نيم شب بعد از ملنگى ها پلنگى ميكنم روزوشب چون بوم باشدگوشه گردى كار من…
كوه شمشاد
كوه شمشاد كوه بلند شمشاد چون مرغ پر كشيده از قلب سنگ و كهسار تا چرخ سر كشيده تا كژنگر به سويش سوء نظر ندارد…
فرشته ى رحمت
فرشته ى رحمت چنين رسيد خبر بهر ما ز اهل خبر كه زن فرشته ى رحمت بود در اين محضر زن است مادر مردانِ نامور…
عقده ى آدم
عقده ى آدم از اين پس آدمى را نردبانها ميشود گردون دگر گنبد بنا كن، ورنه رسوا ميشود گردون كمند عشق ماه و مهر…
شعر
شعر گر جهان بى عدالت را عدالت رهبر است از كم و بيش من و ما اين چه شور محشر است آدمى را آدميت در…
سيماب صفت هر چه تپيديم و جهيديم
سيماب صفت هر چه تپيديم و جهيديم آيينه رخى را به مقابل نرسيديم استاد ضيا قاريزاده
زنجير پا
زنجير پا اين كه دارد آتشى بر فرق و دودش بر هواست نيست سگرت جان شيرين واصل لب هاى ماسىت راست دودش بر جگر چون…
رفتم
رفتم چون ابر ز كوى تو گزر كردم و رفتم چشم خود و دامان تو تر كردم و رفتم اى ماه ز مهر تو چو…
دل راز دار
دل راز دار بنگر كه آخر اين دل هر دم نياز كن خون شد ز جور آن بت هر لحظه ناز كن آرام و صبر…
در سجده ى خداست تونائى بقا
در سجده ى خداست تونائى بقا تا حلقه است زور كمان كم نمى شود ضيا قاريزاده
خزان زندگى
خزان زندگى خزان باز شيرازه اى گل گسيخت فرا روى آب روان خاك ريخت ورق گشت يكباره گلزار را شكستند در چشم گل خار را…
چراغ دل
چراغ دل كردم به ياد روى تو روشن چراغ دل باز آ كز انتظار نسوزم به داغ دل مرديم و داغ عشق تو برديم زير…
تنها پياده مسئول
تنها پياده مسئول شد اين قرار به مجلس كه احمد و محمود شود محاكمه آن صورتى كه معمولست ميان مجلس و اعضاى آن غريوى بود…
پستى و بلندى
پستى و بلندى به پستى گفت يك روزى، بلندى كه زيبد مر مرا اين ارجمندى نه هر پستى بود همپايه ى من نه هر زشتى…
بهار
بهار بهار ميرسد اى سرو دلنواز بيا به چاره سازى دلهاى پاكباز بيا بهار شد كه رود آب رفته باز بجوى تو هم به سوى…
باز ديد استاد قاريزاده از روحانيت محمود طرزى
باز ديد استاد قاريزاده از روحانيت محمود طرزى روح سرگردان در كنار سواحل بوسفور گذرم شد به سوي اهل قبور شب سيه خيمه كرده…
اى ساقى سمين ساق برخيز و شتاب آور
اى ساقى سمين ساق برخيز و شتاب آور سازى به دل ما زن دستى به رباب آور بازوى تر گل را زرينه ى زر بستند…
افق بلند
افق بلند اى صبا! سوى وطن رو به نشاني كه تو دانى عرضه كن حال دل من به زباني كه تو دانى بوسه زن از…
آبرو
آبرو شنيدم دوش از غواص پيرى به پيرى بخرد و روشن ضميرى كه زى از آبرو جان در امان است صدف را قيمت از…
يا نى بگو يا ان
يا نى بگو يا ان در خانه ام اى شوخ شبى مى شوى مهمان يانى بگو يا ان تا عرضه كنم بهر تو قوتى ز…
نيلاب
نيلاب كتاب و شعر و شب و ماهتاب در نيلاب بود به عمر شبى را حساب در نيلاب كباب زمزمهء تازيانه شوقست فگنده اند تو…
ميوند
ميوند اى جاده ى خوش هواى ميوند اى خاطر خلق از تو خرسند اى طينت پاك را همآهنگ اى روح گشاده را همانند اى…
مشاعره با شاعره شيرين كلام ايرانى سيمين بهبهاني
مشاعره با شاعره شيرين كلام ايرانى سيمين بهبهاني عريان شد و برجست و كمى خاطرم آزرد بوسيدمش آنگونه كه هوشم ز سرم برد چون باز…
گنج شايگان
گنج شايگان در رثاى سخنور نامى »بهار«، ملك الشعراى ايران بهار مرُد و پديدار شد خزان سخن سخنوران! به زمين خورد آسمان سخن ز من…
كه شتر را خوردند با بارش
كه شتر را خوردند با بارش اشترى را دوان دوان ديدم بار بر پشت و پشت بر بار ش يكه و ياغى و تك و…
فرفرك بى صدا
فرفرك بى صدا دى با رفيق زنده دلى مهربانكى بيرون شدم ز خانه چو تير از كمانكى رفتم به ميله تا بخرم بهر كودكان پوقانكى…
عبث چون چشم قربانى وبال مرد و زن بردى
عبث چون چشم قربانى وبال مرد و زن بردى ورق گرداندى و روى سياهى در كفن بردى به نورى دل دو گامى هم درين وادى…
شست و شكست
شست و شكست چو شد شصت اندر تن آمد شكست چو هفتاد شد آلت افتاد و خست يك نى و صد آسان يك عهد نه…
سوز گفتار
سوز گفتار كجا بر خيزد از نى ناله ى زارى كه من دارم به اين گرمى كه دارد سوز گفتارى كه من دارم تب و…
زمين ما به ده بورى ست باور ميكنى يا نه
زمين ما به ده بورى ست باور ميكنى يا نه نه آب آنجا نه اَو مورى ست باور ميكنى يا نه پى آبادى اش نى…
رفتيم از اين باغ هجرى تو حاصل
رفتيم از اين باغ هجرى تو حاصل داغ تمنا چون لاله بر دل هر جا كه رفتيم يادِ تو كرديم وادى به وادى منزل به…
دل شد گداى كوه تو و من گداى دل
دل شد گداى كوه تو و من گداى دل نالم گهى ز جور تو گه از جفاى دل استاد ضيا قاريزاده
در آن وادى نمى جوشد بهارى
در آن وادى نمى جوشد بهارى كه غير از لاله پُر خونى ندارد ز دامانش نمى خيزد غبارى از آن صحرا كه مجنونى ندارد استاد…
خزان ديگر
خزان ديگر فصل خزان رسيد و جهان زرد و زار شد فرش زمردين چمن زرنگار شد قمرى زبون و سرو سهى گشت واژگون در مرگ…
چمن چراغان است
چمن چراغان است چمن چراغان است اى اى گلكم چشمم به گريان است اى اى گلكم دلم پريشان است اى اى گلكم نسيم صبحدم گشته…
تنها من و تنها او
تنها من و تنها او شب بود ميان باغ تنها من و تنها او چون بلبل و گل بوديم گويا من و بويا او يك…
پرواز در شبها
پرواز در شبها از اينجا رفته ام تا آسمان يكتاز در شبها به اين بى دست و پايى كرده ام پرواز در شبها بيا…
به دو دنباله ى ابرو، به دو محراب دعا
به دو دنباله ى ابرو، به دو محراب دعا كه مرا دست مناجات به بالا دارد به نگاهت كه دلى زخمى مژگان شده است احتياجى…
باز پرس
باز پرس آه از صداى هارن موتر سوار ها آه از غرور اين همه سرمايه دار ها مركوب، مار كفچه و راكب چو اژدهاست بر…
اى بلبل شوريده! شور از تو، فغان از من
اى بلبل شوريده! شور از تو، فغان از من باز آ كه به هم ناليم ، اين از تو و آن از من برخيز كه…
اغنيا، اي اغنيا احسان كنيد
اغنيا، اي اغنيا احسان كنيد التفاتي سوي ناداران كنيد جاكت پشمى ست اندر جان تان تكه هاى خارجي ارزان تان پيش روى تان بخارى هاى…
آبله پوش
آبله پوش هستى و اين همه ابرام چه خواهد بودن نيستى و طلب كام چه خواهد بودن مردگان هم نگرانند كه محشر برسد عدم…
ويرانى مردم
ويرانى مردم يك بار نگاهى به پريشانى مردم آبادى كس نيست به ويرانى مردم خلقى نتوان داد به باد از پى حرصى مردم نتوان كشت…
نى فيض ياب پيرى، نى بهره از جوانى
نى فيض ياب پيرى، نى بهره از جوانى گر زندگى همين است، لعنت به زندگانى استاد ضيا قاريزاده
ميهن اى ميهن
ميهن اى ميهن مكن از شمع رويت نااميدم ميهن اى ميهن كه من پروانه ى هردم شهيدم ميهن اى ميهن ببخشا سرمه ى بينش، به…
مشت پر
مشت پر لب گلفام تو ياقوت ترى را ماند دهن تنگ تو تُنگ شكرى را ماند بيت ابروت بود مطلع ديوان جمال قامتت مصرع بر…
گناه هوشياران
گناه هوشياران بگفت مردك زندانى يى به زندانبان كه از چه خنده نمايى به ما گنهكاران؟ خطاى ماست نفهميده، از تو فهميده گران نه…
کبوتر سپید
کبوتر سپید شفقی بال و پر کبوترکان همچون سیمین سفینه اخترکان زود آیید بر سر بامها فرود آیید آخرین زنگ شب نواخته شد برخیزید از…





