بر زمین از ناز زلف او چو دامان می کشد

بر زمین از ناز زلف او چو دامان می کشد بوی پیراهن سر خود در گریبان می کشد طره شمشاد را در خاک و خون…

Continue Reading...

بر خاک راه اگر گذری مشکبو کنی

بر خاک راه اگر گذری مشکبو کنی در سنگ اگر نظر کنی آیینه رو کنی استاده است تیشه به کف عشق بت شکن دل را…

Continue Reading...

بدعت برگرد سرگشتن گر از پروانه ماند

بدعت برگرد سرگشتن گر از پروانه ماند دور گردیها زمعشوق از من دیوانه ماند من که صد میخانه می کردم تهی در یک نفس زان…

Continue Reading...

بال و پر شد شوق من سنگ نشان خفته را

بال و پر شد شوق من سنگ نشان خفته را من به راه انداختم این کاروان خفته را مرگ بر ارباب غفلت تلخ تر از…

Continue Reading...

بار غم از دلم می گلرنگ بر نداشت

بار غم از دلم می گلرنگ بر نداشت این سیل هرگز از ره من سنگ برنداشت از بس فشرد گریه بیدادگر مرا ناخن ز کاوش…

Continue Reading...

باده با حوصله ما چه تواند کردن؟

باده با حوصله ما چه تواند کردن؟ تندی سیل به دریا چه تواند کردن؟ حمله شعله کجا و سپر موم کجا توبه با ساغر و…

Continue Reading...

با لب خاموش هر کس غوطه در خون می زند

با لب خاموش هر کس غوطه در خون می زند بوسه چون ساغر بر آن لبهای میگون می زند نیست لیلی را بغیر از پرده…

Continue Reading...

با عاشقان عداوت گردون چه می کند

با عاشقان عداوت گردون چه می کند چشم بدحجاب به جیحون چه می کند همواره ایمن است زسوهان حادثات سیل گران رکاب به هامون چه…

Continue Reading...

با زلف پر شکن دل نادیده کام ساخت

با زلف پر شکن دل نادیده کام ساخت از دانه مرغ ما به گرههای دام ساخت خورشید در دو هفته کند ماه را تمام حسن…

Continue Reading...

با چهره شکفته گلستان چه حاجت است؟

با چهره شکفته گلستان چه حاجت است؟ با خط و زلف، سنبل و ریحان چه حاجت است؟ روی ترا به زلف پریشان چه حاجت است؟…

Continue Reading...