از خشک طینتان مطلب جز جواب خشک

از خشک طینتان مطلب جز جواب خشک بحر سراب را چه بود جز سحاب خشک ؟ در زهد من نهفته بود رغبت شراب چون نغمه…

Continue Reading...

از حسن تو جیب خاک پر ماه است

از حسن تو جیب خاک پر ماه است یوسف ز خجالت تو در چاه است خالی که ز گردن تو می تابد همچشم ستاره سحرگاه…

Continue Reading...

از جهان تا رشته تابی دسترس باشد ترا

از جهان تا رشته تابی دسترس باشد ترا هر سر خاری درین وادی عسس باشد ترا چند از آمیزش دریای وحدت چون حباب پرده دار…

Continue Reading...

از تماشای پریشان جهان دلگیر باش

از تماشای پریشان جهان دلگیر باش واله یک نقش چو آیینه تصویر باش چو تو بیرون آمدی از بند و زندان لباس سر به سر…

Continue Reading...

از تپش منع دل بی سر و پا نتوان کرد

از تپش منع دل بی سر و پا نتوان کرد منع بیطاقتی قبله نما نتوان کرد نتوان آب گرفت از جگر تشنه تیغ دل ز…

Continue Reading...

از بیغمان جمیله غم را نگاه دار

از بیغمان جمیله غم را نگاه دار از چشم شور دردوالم را نگاه دار شادی به حسن عاقبت غم نمی رسد بیش از نشاط، عزت…

Continue Reading...

از بدگهری می شکند گوهر رز را

از بدگهری می شکند گوهر رز را در دل چه گره هاست ز زاهد بر رز را حاشا که گذارد کرم ساقی کوثر در گلشن…

Continue Reading...

از ان در خلوت معشوق بر من حال می گردد

از ان در خلوت معشوق بر من حال می گردد که از چشم سخنگو صحبت من قال می گردد زجوش لاله محضرهاست گرد تربت مجنون…

Continue Reading...

آدمی پیر چو شد حرص جوان می گردد

آدمی پیر چو شد حرص جوان می گردد خواب در وقت سحرگاه گران می گردد آسمان در حرکت از نظر روشن ماست آب از قوت…

Continue Reading...

آتش به مغزم از می احمر گرفته است

آتش به مغزم از می احمر گرفته است این پنبه از فروغ گهر درگرفته است آتش ز اشک در مژه تر گرفته است این رشته…

Continue Reading...