غزلیات صائب تبریزی
آه کی از جان دردآلود می آید برون
آه کی از جان دردآلود می آید برون کز خس و خاشاک هستی دود می آید برون سوخت خونم در رگ و پی بس که…
انگور ما رسید و به خم رفت وباده شد
انگور ما رسید و به خم رفت وباده شد شکر خدا که عقده مشکل گشاده شد قدر سخن بجا چو بود بیش می شود نازل…
آنچنان بلبل من واله و حیران گل است
آنچنان بلبل من واله و حیران گل است که شکاف قفسم چاک گریبان گل است هر طرف می نگری نعمت الوان گل است قاف تا…
آن که رنگ خط به رخسارش ز مشک ناب ریخت
آن که رنگ خط به رخسارش ز مشک ناب ریخت خار در پیراهن خورشید عالمتاب ریخت چون شفق رنگین ز روی خاک می خیزد غبار…
آن کس که تمنای برو دوش تو دارد
آن کس که تمنای برو دوش تو دارد گر خاک شوددست در آغوش تو دارد بر چهره خورشید فروغ تو گواه است این چشم پر…
آن را که در وطن لب نانی میسرست
آن را که در وطن لب نانی میسرست سی شب ز ماه عید سرایش منورست در خانه های کهنه بود مور و مار بیش حرص…
امید دلگشاییم از ماه عید نیست
امید دلگشاییم از ماه عید نیست این قفل بست گوش به زنگ کلید نیست قطع نظر ز بنده و آزاد کرده ام امید میوه و…
الف قدی که منم سینه چاک بالایش
الف قدی که منم سینه چاک بالایش سپهر سبزه خوابیده ای است درپایش ز سایه سرو و صنوبر الف کشد برخاک به هر چمن که…
اگر نسیم سحرگاه مهربان بودی
اگر نسیم سحرگاه مهربان بودی ز بوی گل قفسم رشک گلستان بودی عنان گسسته نمی رفت باد پای نفس اگر حضور درین تیره خاکدان بودی…
اگر دو هفته بود چهره گلستان سرخ
اگر دو هفته بود چهره گلستان سرخ مدام از می لعلی است روی جانان سرخ جهانیان همه گردن کشیده اند از دور شود به خون…





