اگر چه در چمن روزگار خار و خسم

اگر چه در چمن روزگار خار و خسم چو لاله داغ بود گل ز گرمی نفسم درین ریاض من آن بلبلم که می آید صدای…

Continue Reading...

اگر بی پرده در گلزار افغان ساز می کردم

اگر بی پرده در گلزار افغان ساز می کردم زر گل را سپند شعله آواز می کردم نکردم روترش از سرزنش در عاشقی هرگز زبان…

Continue Reading...

اگر آن غنچه دهن مهر ز لب برگیرد

اگر آن غنچه دهن مهر ز لب برگیرد جگر تشنه خورشید به کوثر گیرد دل مادر شکن زلف کند نشو و نما طفل ما پرورش…

Continue Reading...

افسر سر گرمی مهر از فروغ جام اوست

افسر سر گرمی مهر از فروغ جام اوست خرده انجم سپند روی آتش فام اوست ذکر او دل زنده دارد چرخ مینا رنگ را جان…

Continue Reading...

آشنای حق شد آن کس کز جهان بیگانه شد

آشنای حق شد آن کس کز جهان بیگانه شد هر که زین دریا برآمد گوهر یکدانه شد گرچه از زنجیر هر دیوانه ای عاقل شود…

Continue Reading...

آشفتگی ز عقل پذیرد دماغ ما

آشفتگی ز عقل پذیرد دماغ ما فانوس گردباد شود بر چراغ ما چون خون مرده در گل سرخش نشاط نیست گویا که ریخت ماتمیی رنگ…

Continue Reading...

استخوان من اگر رزق هما خواهد شدن

استخوان من اگر رزق هما خواهد شدن سایه بال هما ابر بلا خواهد شدن تا قیامت دل نخواهد ماند در زندان جسم عاقبت این نافه…

Continue Reading...

ازان زمان که ترا دیده در گلستان گل

ازان زمان که ترا دیده در گلستان گل ز شبنم است سراپای چشم حیران گل ز بیغمی دل ما پاره گردیده است ز هرزه خندی…

Continue Reading...

از وصل صدف گهر گریزان است

از وصل صدف گهر گریزان است بر حسن غریب، خانه زندان است خلوت طلب است حسن سنگین دل از شش جهت حرم بیابان است زآنهاکه…

Continue Reading...

از نهانخانه عصمت به تماشا بخرام

از نهانخانه عصمت به تماشا بخرام آهوان چشم به راهند به صحرا بخرام ای که از گوهر مقصود نشان می طلبی بر بساط گهر آبله…

Continue Reading...