از وصل صدف گهر گریزان است

از وصل صدف گهر گریزان است بر حسن غریب، خانه زندان است خلوت طلب است حسن سنگین دل از شش جهت حرم بیابان است زآنهاکه…

Continue Reading...

از نهانخانه عصمت به تماشا بخرام

از نهانخانه عصمت به تماشا بخرام آهوان چشم به راهند به صحرا بخرام ای که از گوهر مقصود نشان می طلبی بر بساط گهر آبله…

Continue Reading...

از نسیم ای ساکن بیت الحزن غافل مشو

از نسیم ای ساکن بیت الحزن غافل مشو چشم می خواهی ز بوی پیرهن غافل مشو چون نمی آید به چشم از بس لطافت نوبهار…

Continue Reading...

از ملامتگر نیندیشد دل افگار ما

از ملامتگر نیندیشد دل افگار ما شور محشر خنده کبکی است در کهسار ما از نسیم نوبهاران مغزها آشفته شد گل نکرد آشفتگی از گوشه…

Continue Reading...

از لب منصور راز عشق بر صحرا فتاد

از لب منصور راز عشق بر صحرا فتاد پرده دریا درد موجی که بی پروا فتاد عشق بی پروا دماغ خانه آرایی نداشت این گره…

Continue Reading...

از گرد خط گرفته مباد آفتاب تو

از گرد خط گرفته مباد آفتاب تو چندان که خاک اوست روان باد آب تو خوشتر بود ز باده سرجوش دیگران در انتهای خط می…

Continue Reading...

از قید فلک برزده دامن بگریزید

از قید فلک برزده دامن بگریزید چون برق ازین سوخته خرمن بگریزید یک اوج به اندازه پرواز شررنیست درسینه سنگ ودل آهن بگریزید چون اخگردل…

Continue Reading...

از غم گم کرده راهان فارغ است

از غم گم کرده راهان فارغ است هر که صائب شد به منزل ناپدید شش جهت راه است ومنزل ناپدید دشت هموارست ومحمل ناپدید ز…

Continue Reading...

از عرق تا چهره گلرنگ جانان تر شده است

از عرق تا چهره گلرنگ جانان تر شده است دامن گلهابه شبنم آتشین بستر شده است نقد می سازد قیامت را به عاشق شور عشق…

Continue Reading...

از شفق هر چند شوید چهره در خون آفتاب

از شفق هر چند شوید چهره در خون آفتاب زردرویی می کشد زان روی گلگون آفتاب پیش آن رخسار آتشناک اندازد سپر گر چه می…

Continue Reading...