غزلیات صائب تبریزی
آن که داغ لاله زار از روی آتشناک اوست
آن که داغ لاله زار از روی آتشناک اوست سینه ما چاک چاک از غمزه بیباک اوست آن که چون مجنون مرا سر در بیابان…
آن روی لاله رنگ مرا در نقاب سوخت
آن روی لاله رنگ مرا در نقاب سوخت در پرده سحاب مرا آفتاب سوخت پروانه را نسوخت ز فانوس اگر چه شمع رویش مرا به…
آن خوش پسر برآمد از خانه می کشیده
آن خوش پسر برآمد از خانه می کشیده مایل به اوفتادن چون میوه رسیده ناز بهانه جو را بر یک طرف نهاده شرم ستیزه خو…
امشب خیال زلف تو از چشم تر گذشت
امشب خیال زلف تو از چشم تر گذشت این رشته با هزار گره زین گهر گذشت چون موج دست در کمر بحر می کند هر…
اگرچه لاله من ریشه در خاک چمن دارد
اگرچه لاله من ریشه در خاک چمن دارد زوحشت برگ برگم داغ غربت در وطن دارد به شمعی می برم غیرت درین هنگامه کثرت که…
اگر مردی مرو در پرده ناموس چون زنها
اگر مردی مرو در پرده ناموس چون زنها که دود عود از خامی گریزد زیر دامن ها ز اقبال جنون آورده ام بیرون ز صحرایی…
اگر درد مرا زان بی مروت چاره می آید
اگر درد مرا زان بی مروت چاره می آید نه آخر چشمه هم بیرون زسنگ خاره می آید؟ کلیدی نیست غیر از سخت رویی قفل…
اگر چه دورم از درگاه راه یاربی دارم
اگر چه دورم از درگاه راه یاربی دارم ندارم هیچ اگر در دست دامان شبی دارم ندارم در بساط آسمان گر اختر سعدی ز داغ…
اگر جان دربهای می دهی بر می ستم باشد
اگر جان دربهای می دهی بر می ستم باشد که در میزان ماه مصر گوهر سنگ کم باشد زوصل دختر رز در جوانی کام دل…
اگر باید درآتش رفت از رخسار گلگونش
اگر باید درآتش رفت از رخسار گلگونش به دندان خون خود می گیرم از لبهای میگونش؟ ندارد در هوسناکی گناهی عشق پاک من به جوش…





