از فسون عالم اسباب خوابم می برد

از فسون عالم اسباب خوابم می برد پیش پای یک جهان سیلاب خوابم می برد سبزه خوابیده را بیدار سازد آب و من چون شوم…

Continue Reading...

از عکس خود آن آینه رو بس که حیا داشت

از عکس خود آن آینه رو بس که حیا داشت در خلوت آیینه همان رو به قفا داشت چون معنی بیگانه که وحشت کند از…

Continue Reading...

از شکست من دم تیغ تغافل می پرد

از شکست من دم تیغ تغافل می پرد رنگ سیلاب از ثبات پای این پل می پرد این گران پرواز از فریاد بلبل برنخاست کی…

Continue Reading...

از شراب لعل تا رخسار را افروختی

از شراب لعل تا رخسار را افروختی هر که را بود آرزوی خام در دل سوختی دخل بی اندازه را ناچار خرجی لازم است روی…

Continue Reading...

از سری کوی تو آهنگ جدایی دارم

از سری کوی تو آهنگ جدایی دارم بوسه ای توشه راه از تو گدایی دارم در و دیوار به نومیدی من می گرید کز سر…

Continue Reading...

از سر زانوی خود آیینه دارت داده اند

از سر زانوی خود آیینه دارت داده اند بنگر این آیینه از بهر چه کارت داده اند توشه ای چون پاره دل بر میانت بسته…

Continue Reading...

از زمین آرامش و از آسمان جولان خوش است

از زمین آرامش و از آسمان جولان خوش است نقطه پا بر جا خوش و پرگار سرگردان خوش است یوسف بی عیب را پیراهنی در…

Continue Reading...

از رفتن تو باغ پریشان نشسته است

از رفتن تو باغ پریشان نشسته است گل در کمین چاک گریبان نشسته است دامن کشیدن از کف عشاق سهل نیست یوسف ازین گناه به…

Continue Reading...

از دل خونشده هرکس که شرابی نکشید

از دل خونشده هرکس که شرابی نکشید دامن گل به کف آورد و گلابی نکشید جای رحم است بر آن مغز که در بزم وجود…

Continue Reading...

از خون چو داغ لاله حصار دل من است

از خون چو داغ لاله حصار دل من است هر که بوی خون شنوی منزل من است تخم محبتی که سویدای عالم است امروز در…

Continue Reading...