غزلیات صائب تبریزی
ازخدنگ آه پیران ای جوان غافل مباش
ازخدنگ آه پیران ای جوان غافل مباش چون دم شمشیر از پشت کمان غافل مباش از فریب صبح دولت ای جوان غافل مباش خنده شیرست…
آزاده چون مسیح بر افلاک می رود
آزاده چون مسیح بر افلاک می رود این منزل از کسی است که چالاک می رود بیدرد را چو مار گزد سایه کمند عاشق به…
از هلاک ما سیه بختان کسی آزرده نیست
از هلاک ما سیه بختان کسی آزرده نیست مرده ما قابل ماتم چو خون مرده نیست هر که خود را باخت اینجا می زند نقش…
از نظر هرگز خیالش دور نیست
از نظر هرگز خیالش دور نیست یک نفس دریای ما بی شور نیست در دهان اژدهای خم رود مست بی پرواتر از مخمور نیست خنده…
از میان تیغ برآورد که زمان می گذرد
از میان تیغ برآورد که زمان می گذرد وقت پیرایش گلزار جهان می گذرد غافلان پشت به دیوار فراغت دارند عمر هر چند که چون…
از لعل آبدار تو طرفی نظر نبست
از لعل آبدار تو طرفی نظر نبست از شور بحر در صدف ما گهر نبست چشمی که شد به روی سخن باز چون قلم یک…
از گرفتاری دلم فارغ زپیچ و تاب شد
از گرفتاری دلم فارغ زپیچ و تاب شد ناله زنجیر، خوابم را صدای آب شد کوته است از حرف خاموشان زبان اعتراض ایمن از تیغ…
از کمر بیرون نیامد تیشه فرهاد ما
از کمر بیرون نیامد تیشه فرهاد ما کوه را برداشت از جا ناله و فریاد ما ما چو مجنون چشم آهو را سخنگو کرده ایم…
از فروغ ماه می گردد به آب وتاب ابر
از فروغ ماه می گردد به آب وتاب ابر جلوه شکر کند باشیر، در مهتاب ابر گر چنین بندد به خشکی کشتی احسان محیط یکقلم…
از عشق یار نوخط دل زود می گشاید
از عشق یار نوخط دل زود می گشاید فصل بهاراز دل زنگار می زداید حسن برهنه رویان بر یک قرار باشد هر روز خط کمالی…





