از شرم عشق بود مرا در نقاب چشم

از شرم عشق بود مرا در نقاب چشم شد زان رخ گشاده مرا بی حجاب چشم سوزد به هر کجا که فتد اشک گرم من…

Continue Reading...

از سفره قسمت لب نانش لب گورست

از سفره قسمت لب نانش لب گورست دندان حریصی که به صد سال برآید تا دخل نباشد نتوان خرج نمودن کز بستگی گوش زبان لال…

Continue Reading...

از سر صدق اگر سینه خود چاک کنی

از سر صدق اگر سینه خود چاک کنی فیض صبح از نفس پاک خود ادراک کنی در قیامت گل بی خار ثمر می بخشد نیش…

Continue Reading...

از زمین اوج گرفته است غباری که مراست

از زمین اوج گرفته است غباری که مراست ایمن از سیلی موج است کناری که مراست چشم پوشیده ام از هر چه درین عالم هست…

Continue Reading...

از روی آتشین تو دل آب می شود

از روی آتشین تو دل آب می شود کوه شکیب چشمه سیماب می شود موج سراب سلسله جنبان تشنگی است پروانه بیقرار ز مهتاب می…

Continue Reading...

از دل سوخته اخگر به گریبان دارم

از دل سوخته اخگر به گریبان دارم سینه ای گرمتر از خاک شهیدان دارم ساده از نقش تمناست دل خرسندم عالمی امن تر از دیده…

Continue Reading...

از داغ، روشنی جگر پاره پاره یافت

از داغ، روشنی جگر پاره پاره یافت جان این زمین سوخته از یک شراره یافت شد تازه داغ غیرت خونین دلان عشق تا لاله زین…

Continue Reading...

از خط گرفته آن مه تابان نمی شود

از خط گرفته آن مه تابان نمی شود این مور بار دست سلیمان نمی شود بر روی خویش تیغ چرا می کشی عبث این دل…

Continue Reading...

از خدا در عهد پیری یک زمان غافل مباش

از خدا در عهد پیری یک زمان غافل مباش از نشان زنهار دربحر کمان غافل مباش چون گل رعنا خزان را در قفا دارد بهار…

Continue Reading...

از حجاب عشق محرومم ز رخساری چنین

از حجاب عشق محرومم ز رخساری چنین دست خالی می روم بیرون ز گلزاری چنین سجده می آرند خورشید و مه و انجم ترا قسمت…

Continue Reading...