اهل معنی را تماشا مانع جمعیت است

اهل معنی را تماشا مانع جمعیت است حلقه چشمی که شد حیران، کمند وحدت است عالم بی انقلابی هست اگر زیر فلک پیش ارباب نظر…

Continue Reading...

آه سردی ناتوانان را به فریاد آورد

آه سردی ناتوانان را به فریاد آورد باد چون شیر این نیستان را به فریاد آورد حسن نازکدل ندارد طاقت تمکین عشق بلبل خامش گلستان…

Continue Reading...

اندیشه ز کلفت دل بیتاب ندارد

اندیشه ز کلفت دل بیتاب ندارد پروای غبار آینه آب ندارد از فکر مکان جان مجرد بود آزاد حاجت به صدف گوهر نایاب ندارد درمان…

Continue Reading...

آن همت از کجاست که منزل یکی کنیم

آن همت از کجاست که منزل یکی کنیم با آن یگانه دو جهان دل یکی کنیم انگوروار آب شویم از هوای می چندین هزار عقده…

Continue Reading...

آن که بزم می پرستان را پریشان چیده است

آن که بزم می پرستان را پریشان چیده است مجلس ارباب دانش را به سامان چیده است مدت عمر ابد یک آب خوردن بیش نیست…

Continue Reading...

آن سنگدل از شکوه ما باک ندارد

آن سنگدل از شکوه ما باک ندارد آتش غمی از ناله خاشاک ندارد از دیده شورست نگهبان دل چاک در ظاهر اگر سینه ما چاک…

Continue Reading...

آن خرابم کز زبانم حرف نتوان ساختن

آن خرابم کز زبانم حرف نتوان ساختن بیش ازین ما را مروت نیست ویران ساختن از زمین عیسی به چرخ از راه خودسازی رسید چند…

Continue Reading...

امشب به آه سرد ره خواب می زدم

امشب به آه سرد ره خواب می زدم در کوی یار، سیر چو مهتاب می زدم در جام دیده پاره دل می گداختم جولانگه خیال…

Continue Reading...

اگرچه شمع کافوری خرد در خانه می سوزد

اگرچه شمع کافوری خرد در خانه می سوزد چراغ از چشم شیران بر سر دیوانه می سوزد زبیم بازگشت حشر دل جمع است عاشق را…

Continue Reading...

اگر کلام نه از آسمان فرود آید

اگر کلام نه از آسمان فرود آید چرا به هر سخنی خامه در سجود آید ز اهل دل تو همین نقش دیده ای از دور…

Continue Reading...