برق سبک عنان را پروای خار و خس نیست

برق سبک عنان را پروای خار و خس نیست دام و قفس چه سازد با دل رمیده ما؟ دست گرهگشایی است از کار هر دو…

Continue Reading...

برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن

برای کام دنیا دامن دل بر میان مشکن پر و بال هما را در هوای استخوان مشکن فلک در زیر پای توست چون از خود…

Continue Reading...

بر شیشه و پیاله ظفر یافت دست ما

بر شیشه و پیاله ظفر یافت دست ما ای آفتاب داغ شو، ای آسمان بسوز راهی است راه عشق که ناچار رفتنی است یوسف تو…

Continue Reading...

بر دلم نیست غباری ز سیه کاری بخت

بر دلم نیست غباری ز سیه کاری بخت قانعم با دل بیدار ز بیداری بخت شکر این نعمت عظمی چه توانم کردن که به دولت…

Continue Reading...

بر آن سرم که وطن در دیار خویش کنم

بر آن سرم که وطن در دیار خویش کنم تأملی که ندارم به کار خویش کنم کنم چو صیقل فولاد، رویی از آهن جلای آینه…

Continue Reading...

بتوان به آه کام دل از آسمان گرفت

بتوان به آه کام دل از آسمان گرفت زور کمان به گرمی آتش توان گرفت می بایدش ز حاصل ایام دست شست سروی که جای…

Continue Reading...

باشد ز زلف آن رخ چون لاله بی نیاز

باشد ز زلف آن رخ چون لاله بی نیاز از دامن است شعله جواله بی نیاز ماه تمام رابه معرف چه حاجت است ؟ آن…

Continue Reading...

باده خون مرده را ریحان کند در زیر پوست

باده خون مرده را ریحان کند در زیر پوست استخوان را پنجه مرجان کند در زیر پوست هست اگر امید وصلی دل نمی ماند غمین…

Continue Reading...

با هوسناکان چنین گر آشنا خواهی شدن

با هوسناکان چنین گر آشنا خواهی شدن بی مروت، بی حقیقت، بی وفا خواهی شدن جانفشانی های ما را ای پریشان اختلاط یاد خواهی کرد…

Continue Reading...

با کمال احتیاج از خلق استغنا خوش است

با کمال احتیاج از خلق استغنا خوش است با دهان خشک مردن بر لب دریا خوش است نیست پروا تلخکامان را ز تلخی های عشق…

Continue Reading...