شاه بیت های غزلیات بیدل
اثرها بنگر اما ازتصرف دم مزن بیدل
اثرها بنگر اما ازتصرف دم مزن بیدل به چون وچند نتوان حکمکردن صنع بیچون را حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل اینجا کجاست دام و چه صید
بیدل اینجا کجاست دام و چه صید دلکمندیست پیچ و تاب فروش حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل این بیخردی چند به معراج خیال
بیدل این بیخردی چند به معراج خیال میروند اینهمه کز خویش برون می آیند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل آن قرآن که ما درس حضورش خواندهایم
بیدل آن قرآن که ما درس حضورش خواندهایم متن آیاتش تحیر دارد و تفسیر شرم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل امشب بر سرم چون شمع دست نازکیست؟
بیدل امشب بر سرم چون شمع دست نازکیست؟ خفتهام در زیر تیغ و چتر میبندم گلی حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل اگر توهّم بند نظر نباشد
بیدل اگر توهّم بند نظر نباشد کافیست سیر معنی لفظ آشنایی ما حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل افلاس آبروی مرد میریزد به خاک
بیدل افلاس آبروی مرد میریزد به خاک بینیامی برد آخر جوهر از شمشیر ما حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل اشعار من از فهم کسان پوشیده ماند
بیدل اشعار من از فهم کسان پوشیده ماند چون عبارت نازک افتد رنگ مضمون میشود حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل ازین بهار رفت برگ طراوت وفا
بیدل ازین بهار رفت برگ طراوت وفا برکه نماید انفعال رنگ پریده روی ما حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل ازبوی خود است آخرشکست برگگل
بیدل ازبوی خود است آخرشکست برگگل بال مارا شوخی پرواز ما خواهد شکست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از هستی موهوم مپرس
بیدل از هستی موهوم مپرس ساز بنیاد نفس نابودست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از ما و تو حیران حساب غلطم
بیدل از ما و تو حیران حساب غلطم من نویسم به دل و بر سر آن صاد کنم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از فهم تلاش درد غافل نگذری
بیدل از فهم تلاش درد غافل نگذری دل به صد خون جگر یک آه موزون میکند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از طورکلامت همه حیرتزدهایم
بیدل از طورکلامت همه حیرتزدهایم در بهاریکه تویی رنگ نگردد هرگز حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از سامان مستیهای اوهامم مپرس
بیدل از سامان مستیهای اوهامم مپرس دل به حسرت میگدازم می به مینا میکنم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از دردسر پست و بلند آزادهٔم
بیدل از دردسر پست و بلند آزادهٔم وضع همواری جبین ما ز صندل ریختهست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از حیرت زبان درد دل فهمیدنیست
بیدل از حیرت زبان درد دل فهمیدنیست آیسنه میپوشد امشب نالهٔ عریان ما حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از ترک هوس موجگهر افسرده نیست
بیدل از ترک هوس موجگهر افسرده نیست پشتی بنیاد اقبالیست در دست ردم حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از بس بهگرفتاری دل خوکردیم
بیدل از بس بهگرفتاری دل خوکردیم بیغم دام و قفس خاطرما خرم نیست حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از آوارهگردیهای ایجادم مپرس
بیدل از آوارهگردیهای ایجادم مپرس چون نفس در بال پرواز آشیانم کردهاند حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از اقبال عجز درهمه جا چیده است
بیدل از اقبال عجز درهمه جا چیده است آبله و نقش پا افسر واورنگ ما حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل از اسرار عشق هیچکس آگاه نیست
بیدل از اسرار عشق هیچکس آگاه نیست گاه گذشتن گذشت وقت رسیدن رسید حضرت ابوالمعانی بیدل رح
بیدل اجزای نفس تا کی فراهم داشتن
بیدل اجزای نفس تا کی فراهم داشتن پای تا سر ریشهای بیاحتیاط دانه باش حضرت ابوالمعانی بیدل رح





