آزادگی‌، غبار در و بام خانه نیست

آزادگی‌، غبار در و بام خانه نیست پرواز طایری‌ست که در آشیانه نیست هرجا سراغ کعبهٔ مقصود داده‌اند سرها فتاده بر سر هم آستانه نیست…

Continue Reading...

از غبارم هرچه بالا می‌کشد

از غبارم هرچه بالا می‌کشد سرمه درچشم ثریا می‌کشد بسکه مد وحشت شوقم رساست فکر امروزم به فردا می‌کشد تا خرد باقی‌ست صحرای جنون دامن‌…

Continue Reading...

از خیالت وحشت‌اندوز دل بی‌کینه‌ام

از خیالت وحشت‌اندوز دل بی‌کینه‌ام عکس را سیلاب داند خانهٔ آیینه‌ام بس که شد آیینه‌ام صاف از کدورت‌های وهم راز دل تمثال می‌بندد برون سینه‌ام…

Continue Reading...

از جوا‌ن حسن سلوک پیر نتوان یافتن

از جوا‌ن حسن سلوک پیر نتوان یافتن گوشهٔ چشم کمان از تیر نتوان یافتن طینت‌ کامل خرد از تهمت نقصان بری‌ست رنگ خون هرگز به…

Continue Reading...

شب‌که شد جوش فغانم همنوای عندلیب

شب‌که شد جوش فغانم همنوای عندلیب در عرق‌گم‌گشت چون شبنم صدای عندلیب خلق معشوقان‌کمند صید مشتاقان بس است نیست غیر از بوی‌گل زنجیر پای عندلیب…

Continue Reading...

شب ‌که حیرت ‌با خیالت‌ طرح ‌قیل ‌و قال ریخت

شب ‌که حیرت ‌با خیالت‌ طرح ‌قیل ‌و قال ریخت همچو شمع از پیکرم یکسر زبان لال ریخت یک‌ سحر تا نقش‌بندم‌ صد چمن‌رنگم شکست…

Continue Reading...

یاران نه در چمن نه به‌باغی رسیده‌ایم

یاران نه در چمن نه به‌باغی رسیده‌ایم بوی‌گلی به سیر دماغی رسیده‌ایم مفت تأمدم اگر وا رسد کسی از عالم برون ز سراغی رسیده‌ایم از…

Continue Reading...

وهم هستی هیچکس را ازتپیدن وانداشت

وهم هستی هیچکس را ازتپیدن وانداشت مهر بال و پر همان جز بیضهٔ عنقا نداشت عالمی زین بزم عبرت مفلس و مایوس رفت کس‌ نشد…

Continue Reading...

وداع سرکشی‌کن‌گر دلت راحت‌کمین باشد

وداع سرکشی‌کن‌گر دلت راحت‌کمین باشد چو آتش داغ شد جمعیتش نقش نگین باشد ز مرگ ما فلک را کی غبار حزن درگیرد ز خواب می…

Continue Reading...

هوس‌پیمایی جاهت خمارآلود غم دارد

هوس‌پیمایی جاهت خمارآلود غم دارد رعونت‌ گر نخواهی نقش پا هم جام‌جم دارد مزاج آتشین‌کم نیست چون‌گل خرمن ما را به آن‌ برقی‌ که باید…

Continue Reading...