باز چو صبح کرده‌ام تحفهٔ بارگاه تو

باز چو صبح کرده‌ام تحفهٔ بارگاه تو رنگ شکسته‌ای‌ که نیست قابل‌ گرد راه تو ذره به بال آفتاب تا به سپهر می‌رود کیست به…

با همه سرسبزی از سامان قدرت عاری‌ام

با همه سرسبزی از سامان قدرت عاری‌ام صورت برگ حنایم معنی بیکاری‌ام همچو شبنم‌ کاش با خواب عدم می‌ساختم جز عرق آبی نزد گل بر…

آیینهٔ دل داغ جلا ماند و نفس سوخت

آیینهٔ دل داغ جلا ماند و نفس سوخت فریادکه روشن‌نشد این آتش و خس سوخت واداشت ز آزادی‌ام الفتکدهٔ جسم پرواز من زگرمی آغوش قفس…

این دور، دور حیز است‌، وضع متی‌‌که دارد

این دور، دور حیز است‌، وضع متی‌‌که دارد باد بروت مردی غیر از سرین‌که دارد آثار حق‌پرستی ختم است بر مخنث غیر از دبر سرشتان…

ای همه آیات قدرت ظاهر از شان شما

ای همه آیات قدرت ظاهر از شان شما کارهای مشکل آفاق آسان شما هرسری راکز رعونت‌گردن افرازد به چرخ مو‌کشان آرد قضا در راه جولان…

ای غرهٔ اقبال سرانجام تو شوم است

ای غرهٔ اقبال سرانجام تو شوم است مرگت به ته بال هما سایهٔ بوم است چون پیر شدی از امل پوچ حیاکن یکسر خط تقویم‌کهن…

ای رسته زگلزارت آن نرگس جادوها

ای رسته زگلزارت آن نرگس جادوها صاد قلم تقدیر با مصرع ابروها نتوان به دل عشاق افسون رهایی خواند زین سلسله آزادند زنجیر‌ی‌گیسوها نیرنگ طلب…

ای تماشایت چمن‌پرور به چشم آینه

ای تماشایت چمن‌پرور به چشم آینه بی توخس می‌پرورد جوهربه چشم آینه تا جدا افتاده است از دولت دیدار تو می‌زند مشاطه خاکستر به چشم…

ای بسمل طلب پی خون چکیده رو

ای بسمل طلب پی خون چکیده رو چون اشک هر قدر روی از خود دویده رو فرصت در این‌ بهار پر افشان وحشت است همچون…

آه‌ که با دلم نبست عهد وفاق الفتی

آه‌ که با دلم نبست عهد وفاق الفتی چون نفسم به سر شکست گرد هوای غربتی جنس ‌کساد جوهرم نیست قبول هیچکس خاک خورد مگر…

آنچه‌در بال‌طلب رقص است‌، در دل آتش است

آنچه‌در بال‌طلب رقص است‌، در دل آتش است همچو شمع اینجا زسرتا پای بسمل‌آتش است از عدم دوری‌، جهانی را به داغ وهم سوخت محو…

امشب غبار نالهٔ دل سرمه رنگ بود

امشب غبار نالهٔ دل سرمه رنگ بود یا رب شکست‌شیشهٔ‌ من از چه سنگ بود از کشتنم نشد شفقی طرف دامنی خونم درپن ستمکده نومید…

الفت تن باعث فکر پریشان دل است

الفت تن باعث فکر پریشان دل است دانه صاحب ریشه از آمیزش آب وگل است عمرراکوتاهی سعی نفس آسودگی‌ست پیچ و تاب جاده هرجا محوگردد…

اگر چو غنچه میسر شود شکستن خویش

اگر چو غنچه میسر شود شکستن خویش توان شنید صدای ز دام جستن خویش مقیم منزل تحقیق ‌گشتن آسان نیست بده غبار دو عالم به…

افتاده‌ام به راهت چون اشک بی‌روانی

افتاده‌ام به راهت چون اشک بی‌روانی مکتوب انتظارم شاید مرا بخوانی از ساز حیرت من مضمون ناله درباب گرد نگاه دارد فریاد ناتوانی آنجا که…

اشک ز بیداد عشق پرده‌گشا می‌شود

اشک ز بیداد عشق پرده‌گشا می‌شود فهم معماکنید آبله وا می‌شود ذوق طلب عالمی‌ست وقف حضور دوام پر به اجابت مکوش ختم دعا می‌شود گاه…

ازکتاب آرزو بابی دگر نگشوده‌ام

ازکتاب آرزو بابی دگر نگشوده‌ام همچو آه بیدلان سطری به خون آلوده‌ام موج را قرب محیط از فهم معنی دور داشت قدردان خود نی‌ام از…

از کشمکش‌ کف تو می لاله‌گون ‌کشید

از کشمکش‌ کف تو می لاله‌گون ‌کشید دامن کشیدن تو ز دستم به خون کشید پر منفعل دمید حبابم درین محیط جیبم سری نداشت ‌که…

از ره و منزل تحقیق اگر دوری نیست

از ره و منزل تحقیق اگر دوری نیست جستن خانهٔ خورشید بجزکوری نیست گرد هرکوچه علمدار جنون دگر است نیست خاکی‌که در او رایت منصوری…

از چاک گریبان به دلی راه نکردیم

از چاک گریبان به دلی راه نکردیم کار عجبی داشت جنون آه نکردیم دل تیره شد آخر ز هوایی ‌که به سر داشت این آینه…

آرزو سوخت نفس آینهٔ دل بستند

آرزو سوخت نفس آینهٔ دل بستند جاده پیچید به خود صورت منزل بستند حیرت هر دو جهان درگرو هستی ماست یکدل ینجا به صد آیینه…