تا عرقناک از چمن آن شوخ بی‌پرواگذشت

تا عرقناک از چمن آن شوخ بی‌پرواگذشت موج خجلت سرو را چون قمری از بالاگذشت وای بر حال کمند ناله‌های نارسا کان تغافل پیشه از…

Continue Reading...

سینه چاک یک جهان گرد هوس بالیده‌ام

سینه چاک یک جهان گرد هوس بالیده‌ام صبح آزادی چه حرف است این قفس بالیده‌ام طمطراق گفتگوی بی‌اثر فهمیدنی‌ست کاروانی چند آواز جرس بالیده‌ام انفعال…

Continue Reading...

سفله با جاه نیزهیچکس است

سفله با جاه نیزهیچکس است مور اگر پر برآورد مگس است نفس را بی‌شکنجه مگذارید سگ‌ دیوانه مصلحش مرس است خفت اهل شرم بیباکی‌ست چون…

Continue Reading...

سرمایهٔ عذر طلبم از همه بیش است

سرمایهٔ عذر طلبم از همه بیش است در قافلهٔ اشک همین آبله پیش است جهدی ‌که ز فکر حسد خلق برآیی خاری ‌که به پایی…

Continue Reading...

سر خط درس‌کمالت منتخب دانی بس است

سر خط درس‌کمالت منتخب دانی بس است ازکتاب ‌ما و من سطر عدم‌خوانی‌ بس است چند باید چیدن ای غافل بساط اعتبار از متاع‌کار و…

Continue Reading...

سجدهٔ خواریست آب رو پی نان ریختن

سجدهٔ خواریست آب رو پی نان ریختن این عرق را بی‌جبین بر خاک نتوان ریختن بهر یک شبنم درین‌ گلشن نفسها سوخت صبح سهل‌ کاری…

Continue Reading...

ساز تبختر است اگر مایهٔ شرف

ساز تبختر است اگر مایهٔ شرف این خواجه بوق می‌زند اقبال چنگ و دف سیری کجاست تا نگری اقتدار خلق بالیدگی مخواه ز گاوان ‌کم…

Continue Reading...

زین چمن درکف ندارد غنچهٔ دل جز گره

زین چمن درکف ندارد غنچهٔ دل جز گره دانهٔ ما را چو گوهر نیست حاصل جز گره از امل محمل‌کش صدکاروان نومیدی‌ام سبحه درگردن نمی‌بندد…

Continue Reading...

زندگی محروم تکرارست و بس

زندگی محروم تکرارست و بس چون شرر این جلوه یک بارست و بس از عدم جویید صبح ای عاقلان عالمی اینجا شب تارست و بس…

Continue Reading...

زرنگ ناز چون گل بزم عشرت چیدنت نازم

زرنگ ناز چون گل بزم عشرت چیدنت نازم چو شمع از شوخی‌ برق نگه بالیدنت نازم ز خاموشی به هم پیچیده‌ای شور قیامت را به…

Continue Reading...