عالم از چشم ترم شد میفروش

عالم از چشم ترم شد میفروش زین قدح خمخانه‌ها آمد به جوش آسمان عمری‌ست مینای مرا می‌زند بر سنگ و می‌گوید: خموش بس که گرم…

Continue Reading...

طبع قناعت اختیار مصدر زیب و فر شود

طبع قناعت اختیار مصدر زیب و فر شود آب‌ گهر دمد ز صبر خاک فسرده زر شود همت ‌پیری‌ام رساست‌ ضعف حصول مدعاست هرچه به…

Continue Reading...

صفای دل به چراغ بقا دهد روغن

صفای دل به چراغ بقا دهد روغن نفس نلغزد از آیینه تا بود روشن گواه پستی فطرت عروج دعوتهاست سخن بلند بودتا بلند نیست سخن…

Continue Reading...

صبح هستی نیست نیرنک هوس بالیده است

صبح هستی نیست نیرنک هوس بالیده است اینقدر توفان ‌که می‌بینی نفس بالیده است هیچ آهنگی برون‌تاز بساط چرخ نیست ناله‌های این جرس هم در…

Continue Reading...

شوکت ‌شاهی‌ام از فیض‌ جنون ‌در قدم است

شوکت ‌شاهی‌ام از فیض‌ جنون ‌در قدم است چشم زخمی نرسد آبله هم جام‌جم است تاب الفت نتوان یافت به سررشتهٔ عمر صبح وحشت‌زده را…

Continue Reading...

شور آفاق است جوشی از دل دیوانه‌ام

شور آفاق است جوشی از دل دیوانه‌ام چون گهر در موج دریا ربشه دارد دانه‌ام تا نگه بر خویش جنبد رنگ ‌گردانده‌ست حسن نیست بیرون…

Continue Reading...

شکوه فقر ملک بی‌نیازی‌ کرد تسلیمم

شکوه فقر ملک بی‌نیازی‌ کرد تسلیمم به اقبالی‌ که دل برخاست از دنیا به تعظیمم بلندی سرکش است از طینتم چون آبله اما ادب روزی…

Continue Reading...

شرار کاغذ فرصت کمینم

شرار کاغذ فرصت کمینم چراغان نگاه واپسینم ز خط سرنوشتم می‌توان خواند گریبان چاکی لوح جبینم غم درد دلم‌، آه حزینم نبودم‌، نیستم‌، گر هستم…

Continue Reading...

تا نمی‌دزدد غبار غفلت هستی خطاب

تا نمی‌دزدد غبار غفلت هستی خطاب بایدم از شرم این خاک پریشان‌گشت آب در طلسم حیرت این بحریک وارسته نیست موج هم داردگره بر بال…

Continue Reading...

تا کجا آن جلوه در دل‌ها کشد میدان سری

تا کجا آن جلوه در دل‌ها کشد میدان سری در فشار شیشه افتاده‌ست آغوش پری غفلت ذاتی ز تدبیر تأمل فارغ است از فسون پنبه…

Continue Reading...