گردی دگر نشد ز من نارسا بلند

گردی دگر نشد ز من نارسا بلند هویی مگر چو نبض‌ کنم بیصدا بلند بنیاد عجز و دعوی عزّت جنون‌کیست مو، سربلند نیست شود تا…

Continue Reading...

گر کند طاووس حیرتخانهٔ اسباب گل

گر کند طاووس حیرتخانهٔ اسباب گل دستگاه رنگ او بیند همان در خواب‌گل ای بهار از خودفروشان دکان رنگ باش بی دماغانیم ما اینجا ندارد…

Continue Reading...

گر چه جز ذکرت نمی‌گنجد حدیثی در زبان

گر چه جز ذکرت نمی‌گنجد حدیثی در زبان چون نگینم جای نام توست خالی‌بر زبان درد عشق و ساز مستوری زهی فکر محال خار پا…

Continue Reading...

گر به این واماندگی مطلق عنان خواهم شدن

گر به این واماندگی مطلق عنان خواهم شدن گام اول در رهت سنگ نشان خواهم شدن جبههٔ من درکمین سجده‌ای فرسوده است عالمی را قبله‌ام‌گر…

Continue Reading...

گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امید

گذشت عمر به لرزیدنم ز بیم و امید قضا نوشت‌ مگر سرخطم‌ به‌ سایهٔ بید سحر دماندن پیری چه شامهاکه نداشت سیاه‌کرد جهانم به دیده…

Continue Reading...

کی جزا می‌رسد از اهل حیا سرکش را

کی جزا می‌رسد از اهل حیا سرکش را آب آیینه محال است‌کشد آتش را بر زبان راست روان را نرود حرف خطا خامه ظاهر نکند…

Continue Reading...

که‌ام من شخص نومیدی سرشتی‌ عبرت ایجادی

که‌ام من شخص نومیدی سرشتی‌ عبرت ایجادی به صحرا گرد مجنونی به ‌کوه آواز فرهادی به سر دارم هوای ترک شوخی فتنه بنیادی که تیغش…

Continue Reading...

کشت عاشق‌ که دهد داد گیاه خشکش

کشت عاشق‌ که دهد داد گیاه خشکش موی چینی‌ست رگ ابر سیاه خشکش بی‌سخا گردن منعم چه کمال افرازد سر خشکی‌ست که آتش به‌ کلاه…

Continue Reading...

کجایی ای جنون ویرانه ات کو

کجایی ای جنون ویرانه ات کو خس و خاریم آتشخانه‌ات کو الم پیمایم از کم ظرفی هوش شراب عافیت پیمانه‌ات کو تو شمع بی‌نیازبها بر…

Continue Reading...

کار به نقش پا رساند جهد سر هواییت

کار به نقش پا رساند جهد سر هواییت شمع صفت به داغ برد آینه خودنماییت دل به غبار وهم و وظن رفت زشغل ما و…

Continue Reading...