هرجا صلای محرمی راز داده‌اند

هرجا صلای محرمی راز داده‌اند آهسته‌تر ز بوی گل آواز داده‌اند سرها به تیغ داد زبان لیک چاره نیست بر شمع ما همین لب غماز…

Continue Reading...

هر چه در دل ‌گذرد وقف زبان دارد شمع

هر چه در دل ‌گذرد وقف زبان دارد شمع سوختن نیست خیالی که نهان دارد شمع نور تحقیق ز لاف دم هستی‌که رساست از نفس‌…

Continue Reading...

نیست با مژگان تعلق اشک وحشت پیشه را

نیست با مژگان تعلق اشک وحشت پیشه را دانهٔ ما دام راه خوی داند ریشه را عیش ترک خانمان از مردم آزاد پرس کس نداند…

Continue Reading...

نوبهار آرد به امداد من بیمارگل

نوبهار آرد به امداد من بیمارگل تا به جای رنگ ‌گردانم به‌ گرد یار گل در گلستانی که شرم آیینه‌دار ناز اوست محو شبنم می‌شود…

Continue Reading...

نه غنچه سر به گریبان‌ کشیده می‌ماند

نه غنچه سر به گریبان‌ کشیده می‌ماند ز سایه سرو هم اینجا خمیده می‌ماند زمین و زلزله‌،‌گردون و صد جنون گردش در این دو ورطه…

Continue Reading...

ننمود غنچه‌ات آنقدر ادب اقتضای تاملم

ننمود غنچه‌ات آنقدر ادب اقتضای تاملم که ز بوی گل شنود کسی اثر ترانهٔ بلبلم به خیال مستی نرگست نشدم قدح‌کش‌گلشنی که ترنگ شیشه به…

Continue Reading...

نمی‌باشد تهی یک پرده از آهنگ تسخیرم

نمی‌باشد تهی یک پرده از آهنگ تسخیرم زهستی تا عدم پیچیده است آواز زنجیرم چو خاکستر شوم‌، داغم به مرهم آشنا گردد گداز خویش دارد…

Continue Reading...

نقش نیرنگ جهان جوهر رم می‌باشد

نقش نیرنگ جهان جوهر رم می‌باشد صفحهٔ آینه تمثال رقم می‌باشد یاس انگشت‌نما را ندهی شهرت جاه موی ماتم‌زده بر فرق علم می‌باشد ربط احباب…

Continue Reading...

نفس بوالهوسان بر دل ر‌وشن تیغ است

نفس بوالهوسان بر دل ر‌وشن تیغ است شمع افروخته را جنبش دامن تیغ است شیشه‌ را سرکشی‌ خویش نشانده ست به خون گردن بی‌ادبان را…

Continue Reading...

نشسته‌ایم به یادت زگریه تنگ در آب

نشسته‌ایم به یادت زگریه تنگ در آب شکسته‌ایم چوگوهر هزار رنگ در آب همین نه طاقتم ازگریه داغ خودداری‌ست نشست دست ز تمکین‌کدام سنگ درآب…

Continue Reading...