وحشتم گر یک تپش در دشت امکان بشکفد

وحشتم گر یک تپش در دشت امکان بشکفد تا به دامان قیامت چین دامان بشکفد اشک مژگان‌پرورم‌، از حسرتم غافل مباش ناله‌اندودست آن گل کز…

Continue Reading...

هویی کشید کلک قیامت صریر من

هویی کشید کلک قیامت صریر من صد نیستان گداخت گره در صفیر من خاک زمین فقر گلستان دیگر است زان چشم بلبلی که دمید از…

Continue Reading...

همیشه سنگدلانند نامدار طرب

همیشه سنگدلانند نامدار طرب ز خنده نقش نگین را به هم نیاید لب زبان حاسد وتمهید راستی غلط است کجی به در نتوان برد از…

Continue Reading...

همت زگیر و دار جهان رم‌ کمین خوش است

همت زگیر و دار جهان رم‌ کمین خوش است آرایش بلندی دامن به چین خوش است اصل از حیا فروغ تعین نمی‌خرد گل‌ گو ببال…

Continue Reading...

هرگه به باغ بی‌تو فکندم نظر در آب

هرگه به باغ بی‌تو فکندم نظر در آب تمثال من برآمد از آیینه تر درآب جایی‌که شرم حسن تو آیینه‌گر شود کس روی آفتاب نبیند…

Continue Reading...

هرکجا گل‌کرد داغی بر دل دیوانه سوخت

هرکجا گل‌کرد داغی بر دل دیوانه سوخت این‌چراغ‌بیکسی تا سوخت‌در ‌ویرانه سوخت عالم از خاکستر ما موج ساغر می‌ زند چشم مخمور که ما را…

Continue Reading...

هرجا صلای محرمی راز داده‌اند

هرجا صلای محرمی راز داده‌اند آهسته‌تر ز بوی گل آواز داده‌اند سرها به تیغ داد زبان لیک چاره نیست بر شمع ما همین لب غماز…

Continue Reading...

هر چه در دل ‌گذرد وقف زبان دارد شمع

هر چه در دل ‌گذرد وقف زبان دارد شمع سوختن نیست خیالی که نهان دارد شمع نور تحقیق ز لاف دم هستی‌که رساست از نفس‌…

Continue Reading...

نیست با مژگان تعلق اشک وحشت پیشه را

نیست با مژگان تعلق اشک وحشت پیشه را دانهٔ ما دام راه خوی داند ریشه را عیش ترک خانمان از مردم آزاد پرس کس نداند…

Continue Reading...

نوبهار آرد به امداد من بیمارگل

نوبهار آرد به امداد من بیمارگل تا به جای رنگ ‌گردانم به‌ گرد یار گل در گلستانی که شرم آیینه‌دار ناز اوست محو شبنم می‌شود…

Continue Reading...