چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی

چو صبحدم خندیدی در بلا بندیدی چو صیقلی غم‌ها را ز آینه رندیدی چه جامه‌ها دردادی چه خرقه‌ها دزدیدی چه گوش‌ها بگرفتی به عیش دان…

Continue Reading...

دگرباره شه ساقی رسیدی

دگرباره شه ساقی رسیدی مرا در حلقه مستان کشیدی دگرباره شکستی تو بها را به جامی پرده‌ها را بردریدی دگربار ای خیال فتنه انگیز چو…

Continue Reading...

دل با دل دوست در حنین باشد

دل با دل دوست در حنین باشد گویای خموش همچنین باشد گویم سخن و زبان نجنبانم چون گوش حسود در کمین باشد دانم که زبان…

Continue Reading...

طیب‌الله عیشکم، لا اوحش‌الله من ابی

طیب‌الله عیشکم، لا اوحش‌الله من ابی لست انسی احبتی، والجفا لیس مذهبی سایه بر بندگان فکن، که تو مهتاب هر شبی سخنی گو، خمش مکن،…

Continue Reading...

هزار جان مقدس فدای روی تو باد

هزار جان مقدس فدای روی تو باد که در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزاد هزار رحمت دیگر نثار آن عاشق که او…

Continue Reading...

هست امروز آنچ می‌باید بلی

هست امروز آنچ می‌باید بلی هست نقل و باده بی‌حد بلی هست ای ساقی خوب از بامداد کان شیرینی بنامیزد بلی آفتاب امروز گشته‌ست از…

Continue Reading...

عاشق چو منی باید می‌سوزد و می‌سازد

عاشق چو منی باید می‌سوزد و می‌سازد ور نی مثل کودک تا کعب همی‌بازد مه رو چو تویی باید ای ماه غلام تو تا بر…

Continue Reading...

عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود

عاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بود چونک جمال این بود رسم وفا چرا بود این همه لطف و سرکشی قسمت خلق چون شود…

Continue Reading...

هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن

هست عاقل هر زمانی در غم پیدا شدن هست عاشق هر زمانی بیخود و شیدا شدن عاقلان از غرقه گشتن بر گریز و بر حذر…

Continue Reading...

چون بزند گردنم سجده کند گردنش

چون بزند گردنم سجده کند گردنش شیر خورد خون من ذوق من از خوردنش هین هله شیر شکار پنجه ز من برمدار هین که هزاران…

Continue Reading...