هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست

هر آنچ دور کند مر تو را ز دوست بدست به هر چه روی نهی بی‌وی ار نکوست بدست چو مغز خام بود در درون…

Continue Reading...

در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده

در خانه دل ای جان آن کیست ایستاده بر تخت شه کی باشد جز شاه و شاه زاده کرده به دست اشارت کز من بگو…

Continue Reading...

یا ملک المغرب والمشرق

یا ملک المغرب والمشرق مثلک فی االعالم یخلق باده ده ای ساقی هر متقی بادهٔ شاهنشهی راوقی جان سخن بخش که از تف او گردد…

Continue Reading...

ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهی

ریگ ز آب سیر شد من نشدم زهی زهی لایق خرکمان من نیست در این جهان زهی بحر کمینه شربتم کوه کمینه لقمه‌ام من چه…

Continue Reading...

چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی

چه باشد ای برادر یک شب اگر نخسپی چون شمع زنده باشی همچون شرر نخسپی درهای آسمان را شب سخت می‌گشاید نیک اختریت باشد گر…

Continue Reading...

بیا ما چند کس با هم بسازیم

بیا ما چند کس با هم بسازیم چو شادی کم شود با غم بسازیم بیا تا با خدا خلوت گزینیم چو عیسی با چنین مریم…

Continue Reading...

در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا

در دو جهان لطیف و خوش همچو امیر ما کجا ابروی او گره نشد گر چه که دید صد خطا چشم گشا و رو نگر…

Continue Reading...

کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم

کشید این دل گریبانم به سوی کوی آن یارم در آن کویی که می خوردم گرو شد کفش و دستارم ز عقل خود چو رفتم…

Continue Reading...

ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی

ز بامداد دلم می‌پرد به سودایی چو وام دار مرا می‌کند تقاضایی عجب به خواب چه دیده‌ست دوش این دل من که هست در سرم…

Continue Reading...

ما نعره به شب زنیم و خاموش

ما نعره به شب زنیم و خاموش تا درنرود درون هر گوش تا بو نبرد دماغ هر خام بر دیگ وفا نهیم سرپوش بخلی نبود…

Continue Reading...