سر نهاده بر قدم‌های بت چین نیستی

سر نهاده بر قدم‌های بت چین نیستی ز آنک مسی در صفت خلخال زرین نیستی راست گو جانا که امروز از چه پهلو خاستی چیز…

Continue Reading...

سراندازان همی‌آیی ز راه سینه در دیده

سراندازان همی‌آیی ز راه سینه در دیده فسونگرم می‌خوانی حکایت‌های شوریده به دم در چرخ می‌آری فلک‌ها را و گردون را چه باشد پیش افسونت…

Continue Reading...

نرم نرمک سوی رخسارش نگر

نرم نرمک سوی رخسارش نگر چشم بگشا چشم خمارش نگر چون بخندد آن عقیق قیمتی صد هزاران دل گرفتارش نگر سر برآر از مستی و…

Continue Reading...

نسیت الیوم من عشقی صلاتی

نسیت الیوم من عشقی صلاتی فلا ادری عشائی من غداتی فوجهک سیدی! شمسی و بدری و نثری منک یاقوت الزکاة نداک سکرة الارواح طرا و…

Continue Reading...

سکه رخسار ما جز زر مبادا بی‌شما

سکه رخسار ما جز زر مبادا بی‌شما در تک دریای دل گوهر مبادا بی‌شما شاخه‌های باغ شادی کان قوی تازه‌ست و تر خشک بادا بی‌شما…

Continue Reading...

علونا سماء الود من غیر سلم

علونا سماء الود من غیر سلم و هل یهتدی نحو السماء النوائب ایعلرا ظلام الکون نور و دادنا و قد جاوز الکونین هذا عجائب فان…

Continue Reading...

نظاره چه می‌آیی در حلقه بیداری

نظاره چه می‌آیی در حلقه بیداری گر سینه نپوشانی تیری بخوری کاری در حلقه سر اندرکن دل را تو قویتر کن شاهی است تو باور…

Continue Reading...

دیده خون گشت و خون نمی‌خسبد

دیده خون گشت و خون نمی‌خسبد دل من از جنون نمی‌خسبد مرغ و ماهی ز من شده خیره کاین شب و روز چون نمی‌خسبد پیش…

Continue Reading...

همه خوف آدمی را از درونست

همه خوف آدمی را از درونست ولیکن هوش او دایم برونست برون را می‌نوازد همچو یوسف درون گرگی‌ست کو در قصد خونست بدرد زهره او…

Continue Reading...

سماع از بهر جان بی‌قرارست

سماع از بهر جان بی‌قرارست سبک برجه چه جای انتظارست مشین این جا تو با اندیشه خویش اگر مردی برو آن جا که یارست مگو…

Continue Reading...