غزلیات مولانا
گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت
گفتا که کیست بر در گفتم کمین غلامت گفتا چه کار داری گفتم مها سلامت گفتا که چند رانی گفتم که تا بخوانی گفتا که…
هیج نومی و نفی ریح علی الغور هفا
هیج نومی و نفی ریح علی الغور هفا اذکرنی و امضه طیب زمان سلفا یا رشا الحاظه صیرن روحی هدفا یا قمرا الفاظه اورثن قلبی…
مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست
مطربا این پرده زن کان یار ما مست آمدست وان حیات باصفای باوفا مست آمدست گر لباس قهر پوشد چون شرر بشناسمش کو بدین شیوه…
رجب بیرون شد و شعبان درآمد
رجب بیرون شد و شعبان درآمد برون شد جان ز تن جانان درآمد دم جهل و دم غفلت برون شد دم عشق و دم غفران…
رحم کن ار زخم شوم سر به سر
رحم کن ار زخم شوم سر به سر مرهم صبرم ده و رنجم ببر ور همه در زهر دهی غوطهام زهر مرا غوطه ده اندر…
نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم
نگفتمت مرو آن جا که آشنات منم در این سراب فنا چشمه حیات منم وگر به خشم روی صد هزار سال ز من به عاقبت…
نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند
نگفتمت مرو آن جا که مبتلات کنند که سخت دست درازند بسته پات کنند نگفتمت که بدان سوی دام در دامست چو درفتادی در دام…
سیر نشد چشم و دل از نظر شاه من
سیر نشد چشم و دل از نظر شاه من سیر مشو هم تو نیز زین دل آگاه من مشک و سقا سیر شد از جگر…
قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا
قد اشرقت الدنیا من نور حمیانا البدر غدا ساقی و الکأس ثریانا الصبوه ایمانی و الخلوه بستانی و المشجر ندمانی و الورد محیانا من کان…
قدح شکست و شرابم نماند و من مخمور
قدح شکست و شرابم نماند و من مخمور خراب کار مرا شمس دین کند معمور خدیو عالم بینش چراغ عالم کشف که روحهاش به جان…





