گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی

گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی وگر یارم فقیرستی ز زر فارغ چه غم بودی خدایا حرمت مردان ز دنیا فارغش…

Continue Reading...

همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن

همه خوردند و بخفتند و تهی گشت وطن وقت آن شد که درآییم خرامان به چمن دامن سیب کشانیم سوی شفتالو ببریم از گل تر…

Continue Reading...

مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند

مشو ای دل تو دگرگون که دل یار بداند مکن اسرار نهانی که وی اسرار بداند همه را از تو چو خاشاک بر آن آب…

Continue Reading...

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا

خدمت شمس حق و دین یادگارت ساقیا باده گردان چیست آخر داردارت ساقیا ساقی گلرخ ز می این عقل ما را خار نه تا بگردد…

Continue Reading...

خرامان می روی در دل چراغ افروز جان و تن

خرامان می روی در دل چراغ افروز جان و تن زهی چشم و چراغ دل زهی چشمم به تو روشن زهی دریای پرگوهر زهی افلاک…

Continue Reading...

ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت

ذوق روی ترشش بین که ز صد قند گذشت گفت بس چند بود گفتمش از چند گذشت چون چنین است صنم پند مده عاشق را…

Continue Reading...

راز تو فاش می کنم صبر نماند بیش از این

راز تو فاش می کنم صبر نماند بیش از این بیش فلک نمی‌کشد درد مرا و نی زمین این دل من چه پرغم است وان…

Continue Reading...

سوگند خورده‌ای که از این پس جفا کنی

سوگند خورده‌ای که از این پس جفا کنی سوگند بشکنی و جفا را رها کنی امروز دامن تو گرفتیم و می‌کشیم تا کی بهانه گیری…

Continue Reading...

سوی آن سلطان خوبان الرحیل

سوی آن سلطان خوبان الرحیل سوی آن خورشید جانان الرحیل کاروان بس گران آهنگ کرد هین سبکتر ای گرانان الرحیل سوی آن دریای مردی و…

Continue Reading...

گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم

گفتم که عهد بستم وز عهد بد برستم گفتا چگونه بندی چیزی که من شکستم با وی چو شهد و شیرم هم دامنش بگیرم اما…

Continue Reading...