من چو در گور درون خفته همی‌فرسایم

من چو در گور درون خفته همی‌فرسایم چو بیایی به زیارت سره بیرون آیم نفخ صور منی و محشر من پس چه کنم مرده و…

Continue Reading...

چه باده بود که در دور از بگه دادی

چه باده بود که در دور از بگه دادی که می‌شکافد دور زمانه از شادی نبود باده به جان تو راست گو که چه بود…

Continue Reading...

چه باشد پیشه عاشق بجز دیوانگی کردن

چه باشد پیشه عاشق بجز دیوانگی کردن چه باشد ناز معشوقان بجز بیگانگی کردن ز هر ذره بیاموزید پیش نور برجستن ز پروانه بیاموزید آن…

Continue Reading...

در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد

در دلم چون غمت ای سرو روان برخیزد همچو سرو این تن من بی‌دل و جان برخیزد من گمانم تو عیان پیش تو من محو…

Continue Reading...

در دو چشم من نشین ای آن که از من منتری

در دو چشم من نشین ای آن که از من منتری تا قمر را وانمایم کز قمر روشنتری اندرآ در باغ تا ناموس گلشن بشکند…

Continue Reading...

ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود

ز بانگ پست تو ای دل بلند گشت وجود تو نفخ صوری یا خود قیامت موعود شنوده‌ام که بسی خلق جان بداد و بمرد ز…

Continue Reading...

ز بامداد دلم می‌جهد به سودایی

ز بامداد دلم می‌جهد به سودایی ز بامداد پگه می‌زند یکی رایی چگونه آه نگویم که آتشی بفروخت که از پگه دل من گشت آتش…

Continue Reading...

بیامدیم دگربار چون نسیم بهار

بیامدیم دگربار چون نسیم بهار برآمدیم چو خورشید با صد استظهار چو آفتاب تموزیم رغم فصل عجوز فکنده غلغل و شادی میانه گلزار هزار فاخته…

Continue Reading...

چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست

چه گوهری تو که کس را به کف بهای تو نیست جهان چه دارد در کف که آن عطای تو نیست سزای آنک زید بی‌رخ…

Continue Reading...

صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود

صرفه مکن صرفه مکن صرفه گدارویی بود در پاکبازان ای پسر فیض و خداخویی بود خود عاقبت اندر ولا نی بخل ماند نی سخا اندر…

Continue Reading...