چو فرستاد عنایت به زمین مشعله‌ها را

چو فرستاد عنایت به زمین مشعله‌ها را که بدر پرده تن را و ببین مشعله‌ها را تو چرا منکر نوری مگر از اصل تو کوری…

Continue Reading...

گر جام سپهر زهرپیماست

گر جام سپهر زهرپیماست آن در لب عاشقان چو حلواست زین واقعه گر ز جای رفتی از جای برو که جای این جاست مگریز ز…

Continue Reading...

گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهده‌ست

گر چپ و راست طعنه و تشنیع بیهده‌ست از عشق برنگردد آن کس که دلشده‌ست مه نور می‌فشاند و سگ بانگ می‌کند مه را چه…

Continue Reading...

چو یقین شده‌ست دل را که تو جان جان جانی

چو یقین شده‌ست دل را که تو جان جان جانی بگشا در عنایت که ستون صد جهانی چو فراق گشت سرکش بزنی تو گردنش خوش…

Continue Reading...

دل گردون خلل کند چو مه تو نهان شود

دل گردون خلل کند چو مه تو نهان شود چو رسد تیر غمزه‌ات همه قدها کمان شود چو تو دلداریی کنی دو جهان جمله دل…

Continue Reading...

گر چه تو نیم شب رسیدستی

گر چه تو نیم شب رسیدستی صبح عشاق را کلیدستی ناپدیدی چو جان در این عالم در جهان دلم پدیدستی همه شب جان تو را…

Continue Reading...

چون بسته کنی راهی آخر بشنو آهی

چون بسته کنی راهی آخر بشنو آهی از بهر خدا بشنو فریاد و علی اللهی در روح نظر کردم بی‌رنگ چو آبی بود ناگاه پدید…

Continue Reading...

چون تو شادی بنده گو غمخوار باش

چون تو شادی بنده گو غمخوار باش تو عزیزی صد چو ما گو خوار باش کار تو باید که باشد بر مراد کارهای عاشقان گو…

Continue Reading...

گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد

گر دیو و پری حارس باتیغ و سپر باشد چون حکم خدا آید آن زیر و زبر باشد بر هر چه امیدستت کی گیرد او…

Continue Reading...

گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو

گر رود دیده و عقل و خرد و جان تو مرو که مرا دیدن تو بهتر از ایشان تو مرو آفتاب و فلک اندر کنف…

Continue Reading...