درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما

درد شمس الدین بود سرمایه درمان ما بی سر و سامان عشقش بود سامان ما آن خیال جان فزای بخت ساز بی‌نظیر هم امیر مجلس…

Continue Reading...

گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر

گر به خلوت دیدمی او را به جایی سیر سیر بی‌رقیبش دادمی من بوسه‌هایی سیر سیر بس خطاها کرده‌ام دزدیده لیکن آرزوست با لب ترک…

Continue Reading...

زان ازلی نور که پرورده‌اند

زان ازلی نور که پرورده‌اند در تو زیادت نظری کرده‌اند خوش بنگر در همه خورشیدوار تا بگدازند که افسرده‌اند سوی درختان نگر ای نوبهار کز…

Continue Reading...

مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشد

مر بحر را ز ماهی دایم گزیر باشد زیرا به پیش دریا ماهی حقیر باشد مانند بحر قلزم ماهی نیابی ای جان در بحر قلزم…

Continue Reading...

طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا

طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا یا حبیب الروح این الملتقی اوحشتنا حبذا شمس العلی من ساعه نورتنا مرحبا بدر الدجی من لیله…

Continue Reading...

مهتاب برآمد کلک از گور برآمد

مهتاب برآمد کلک از گور برآمد وز ریگ سیه چرده سقنقور برآمد آنک از قلمش موسی و عیسیست مصور از نفخه او دمدمه صور برآمد…

Continue Reading...

گر تو خواهی که تو را بی‌کس و تنها نکنم

گر تو خواهی که تو را بی‌کس و تنها نکنم وامقت باشم هر لحظه و عذرا نکنم این تعلق به تو دارد سر رشته مگذار…

Continue Reading...

هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست

هر نفس آواز عشق می‌رسد از چپ و راست ما به چمن می‌رویم عزم تماشا که راست نوبت خانه گذشت نوبت بستان رسید صبح سعادت…

Continue Reading...

مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم

مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم وگر درم نگشایی مقیم درگاهم چو ماهیم که بیفکند موج بیرونش به غیر آب نباشد پناه و…

Continue Reading...

صبر مرا آینه بیماریست

صبر مرا آینه بیماریست آینه عاشق غمخواریست درد نباشد ننماید صبور که دل او روشن یا تاریست آینه جویی‌ست نشان جمال که رخم از عیب…

Continue Reading...