جای حضور فریاد

جای حضور فریاد هرچند دخمه را بسیار، خاموش و کور می بینم در انتهای دالانش، یک نقطهٔ نور می بینم هرچند پیش رو دیوار، بسته…

جیب بر

جیب بر هیچ دانی ز چه در زندانم ؟ دست در جیب جوانی بردم ناز شستی نه به چنگ آورده ناگهان سیلی ی سختی خوردم…

جواب

جواب دلم، یاران! ز غم در اضطراب است امیدم نقش بی حاصل بر آب است. دگر از چشمهٔ خورشید قهرم که آبش – آنچه دانستم…

چشم شوم

چشم شوم دوستان! دست مرا باید برید! دشنه یی! تا درد خود درمان کنم نقش چشمی درکف دست من است همتی! کین نقش را پنهان…

چلچراغ

چلچراغ با یاد دیدگان درخشان روشنت ای بس بلور شعر تراشید طبع من تا هفت رنگِ مهر تو بیند در آن بلور ای بس شعاع…

چرا

چرا چرا رفتی، چرا؟- من بی قرارم به سر، سودای آغوش تو دارم نگفتی ماهتاب امشب چه زیباست؟ ندیدی جانم از غم ناشکیباست؟ نه هنگام…

چه عالمی دارم

چه عالمی دارم رفیق اهل دل و یار محرمی دارم بساط باده و عیش فراهمی دارم کنار جو، چمن شسته را نمی خواهم که جوی…

چوب دار

چوب دار خدایا چوبهٔ دار است جسمم چه پیکر ها به بالایم درآویخت چه آتش ها به خاموشی گرایید چه گرمی ها که با سردی…

خاکستر خیال

خاکستر خیال دیشب که خفته بودی، در بستر خیالم می سوخت از تمنّا، پا تا ز سر خیالم من جام ها کشیده، از بادهٔ وصالت…

حسود

حسود خیال روی تو در خاطرم در آویزد چو کودکی که به دامان مادر آویزد ز انتخاب فرومانده ام، که عشق و عفاف دو کفّه…

حریر ابر

حریر ابر دیدم همان فسونگر مژگان سیاه بود بازش هزار راز نهان در نگاه بود عشق قدیم و خاطرهٔ نیمه جان او در دیده اش…

خطا کن

خطا کن کی گفته ام این درد جگر سوز دوا کن؟ برخیز و مرا با دل سرگشته رها کن ما را ز تو ای دوست!…

خورشید دیگر

خورشید دیگر فلک امشب مگر ماهی دگر زاد ز ماه خویش ماهی خوبتر زاد غلط گفتم ، که خورشیدی درخشان که مه یابد ز نورش…

خون سبز

خون سبز ای مرغ نفرین! گوش من، آزرده شد از وای تو ای بار سنگین! دوش من، با خستگی شد جای تو ای وحشت! ای…

خورشید و شب

خورشید و شب زلف پرپیچ و خمت کو تا ز هم بازش کنم بوسه بر چینش زنم با گونه ها نازش کنم غنچهٔ صبرم شکوفا…

خون بها

خون بها مرکبی از توانگری مغرور آفتی شد به جان طفلی خرد طفل در زیر چرخ سنگینش جان به جان آفرین خویش سپرد پدر و…

خیال منی

خیال منی چه گویمت ؟ که تو خود با خبر ز حال منی چو جان ‌نهان شده در جسم پر ملال منی جنین که می…

دام فریب

دام فریب گفتم که می خواهم تو را، باور مکن، باور مکن از جمع یاران پا مکش، با من به یاری سر مکن گر همچو…

دختر ترنج

دختر ترنج محبوبِ من! نگاه دو چشم تو آشوب زای و وسوسه انگیزست مطبوع و دلپذیر و طرب افزاست خورشید گرم نیمهٔ پاییزست از روزن…

در آشیان

در آشیان جوجه هایم! نغمه خوانی ها کنید د رکنارم شادمانی ها کنید باز هم بوی بهار آورده باد آشیان را غرق گل ها کرده…

در آفتاب پشت پرچین

در آفتاب پشت پرچین کبوتر جان، کبوتر جان، کبوتر تنت مرمر، نُکت مرجان، کبوتر بزن بالی که برخیزد نسیمی که دارم آتشی بر جان، کبوتر….

در رثای ژاله اصفهانی

در رثای ژاله اصفهانی به زنده ماندن در این دیار،چه پای سختی فشرده ام‏ چه مرگ ها آزموده ام ، ولی- شگفتا- نمرده ام‏ در…

در رثای منتظری

در رثای منتظری مردی که دامان شریفش، پاکیزه تر از آسمان بود درقطرهٔ اشکش محبت، تابیده چون رنگین کمان بود با همت وارستگی ها، در…

در بسته

در بسته باز کن ! این در به رویم باز کن باز کن ! کان دیگران را بسته اند خستگی بر خاطرم کمتر فزای زانکه…

در طول راه

در طول راه پیر ماه و سال هستم ، پیر یار بی وفا ، نه عمر می رود به تلخی ، پیر می شوم ،‌…

درس تاریخ

درس تاریخ دخترم تاریخ را تکرارکن قصه ساسانیان را بازگفت تا بخاطر بسپرد آن قصه را چون به پایان آمد , از آغازگفت بر زبانش…

درخت تشنه

درخت تشنه ز من مپرس کیم یا کجا دیار من است ز شهر عشقم و دیوانگی شعار من است منم ستارهٔ شام و تویی سپیدهٔ…

درد نیاز

درد نیاز ای دختر فقیر سیه چردهٔ ملیح! نام تو- ای شکفته گل ِ‌کوچه گرد!- چیست؟ در گردن برهنهٔ چون آبنوس تو این مهره های…

دریا

دریا آه، ای دل! تو ژرف دریایی کس چه داند درون دریا چیست بس شگفتی که در نهان تو هست وز برون تو هیچ پیدا…

دفتر اندیشه

دفتر اندیشه یار من ،‌ دلدار من ،‌ غمخوار من مایهٔ امید قلب زار من دوریت امشب روانم تیره کرد لشکر غم را به جانم…

دل آزرده

دل آزرده دل ِ آزرده چون شمع شبستان تو می سوزد چه غم دارم؟ که این آتش به فرمان تو می سوزد متاب امشب به…

دندان مرده

دندان مرده و دل ، لرزان ، هراسان ،‌ چهره پر بیم به گور سرد وحشت زا نظر دوخت شرار حرص آتش زد به جانش…

دیبای کیود

دیبای کیود نیلوفر شبنم زدهٔ ساحل رودم کس جامه نپوشید ز دیبای کبودم بر آتش من ریخته خاکستر ایام دیگر ندهد کس خبر از بود…

دو روز دیگر عید می رسد

دو روز دیگر عید می رسد همیشه‌ دلم‌ شور می‌ زند، همیشه‌ همین‌ اضطراب‌ من‌ ترقه‌ ناگاه‌ می‌ شود که‌ می‌ ترکد روی‌ خواب‌ من‌…

دو رنگی

دو رنگی همچو نور، از چشمم، رفتی و نمی آیی بی تو دیدهٔ جان را، بسته ام ز بینایی تا زمن شدی غافل، سرزدم به…

دو باره می سازمت وطن

دو باره می سازمت وطن دوباره میسازمت وطن، اگر چه با خشت جان خویش ستون به سقف تو میزنم، اگر چه با استخوان خویش دوباره…

دیوانگی

دیوانگی یارب مرا یاری بده، تا خوب آزارش کنم هجرش دهم، زجرش دهم، خوارش کنم، زارش کنم از بوسه های آتشین، وز خنده های دلنشین…

دیشب

دیشب عشقش ز جان تیرهٔ من سر کشیده بود در سنگلاخ خاطر من گل دمیده بود چون سبز جامه، غنچه صفت، پیکر مرا از چشم…

دیدار

دیدار چه می بینم ؟ خدایا ! باورم نیست تویی : همرزم من !‌ هم سنگر من چه می بینم پس از یک چند دوری…

رقاصه

رقاصه در دل میخانه سخت ولوله افتاد دختر رقاص تا به رقص در آمد گیسوی زرین فشاند و دامن پر چین از دل مستان ز…

دیوانه پسند

دیوانه پسند رو کرد به ما بخت و فتادیم به بندش ما را چه گنه بود؟- خطا کرد کمندش با آن همه دلداده دلش بستهٔ…

رقص شیطان

رقص شیطان آمدی و آمدی و آمدی نرم گشودی در کاشانه را خنده به لب، بوسه طلب، شوخ چشم شیفته کردی دل دیوانه را سایه…

زن در زندان طلا

زن در زندان طلا مرا زین چهرهٔ خندان مبینید که دل در سینه ام دریای خون است به کس این چشم پر نازم نگوید که…

زنی را می شناسم من

زنی را می شناسم من زنی را میشناسم من که در یک گوشهٔ خانه میان شستن و پختن درون آشپزخانه سرود عشق می خواند نگاهش…

رهگذر نیمه ساز

رهگذر نیمه ساز جسمی ز داغ عشق بتان، پر شور مراست روحی چو باد سرد خزان، در به در مراست تا او چو جام با…

زنجیر

زنجیر برگ پاییزم، ز چشم باغبان افتاده ام، خوار در جولانـْگه ِ باد خزان افتاده ام اشک ابرم کاینچنین بر خاک ره غلتیده ام واژگون…

ساق فریب زن

ساق فریب زن خرمن زلف من کجا؟ شاخهٔ یاسمن کجا؟ قهر ز من چه می کنی، بهر تو همچو من کجا؟ صحبت باغ را مکن،…

ساقهٔ دمیده

ساقهٔ دمیده چون نغمه در سراچهٔ گوشت نشسته ام چون گوش، پرده دار خروشت نشسته ام چون ساقهٔ دمیده به دشت ایستاده ای چون لالهٔ…

سپیدار

سپیدار این حریفان همه هرجایی و پستند و تو نه کم ز پتیاره و پتیاره پرستند و تو نه این گدایان به تمنّای جُوی سیم…

سایهٔ دیوار

سایهٔ دیوار دل دیوانه ام ای دوست! اگر یار تو می شد به خدا، تا دو جهان هست، وفادار تو می شد دیگران بستهٔ زنجیر…

سبز و بنفش و نارنجی

سبز و بنفش و نارنجی سبز و بنفش و نارنجی، زرد و کبود و گلناری آویز لاله ها لرزان ، جوبار رنگ ها جاری رقص…

سبزهٔ گمشده

سبزهٔ گمشده گر چه با آینهٔ خویی سر کار تو نبود با من این سنگدلی نیز قرار تو نبود غرق خون شد دل من، جام…

ستاره در ساغر

ستاره در ساغر صفحهٔ خیالم را نقش آن کمان ابروست این سر بلاکِش را کج خیالی از این روست چشم و روی او با هم…

سجاف زرین

سجاف زرین تو غم مرا چه دانی، که چه آتشم به جان زد تن خوشه خوشه داغم، ره باغ ارغوان زد چو پرستوی مسافر، غم…

سفرهٔ رنگین

سفرهٔ رنگین رخ نغز و دل گرم و لب شیرین داری گر کسی حُسن، یکی داشت، تو چندین داری چنگ در پردهٔ عشاق زن، ای…

سرود نان

سرود نان مطرب دوره گرد باز آمد نغمه زد ساز نغمه پردازش سوز آوازه خوان دف در دست شد هماهنگ ناله سازش پای کوبان و…

سکوت سیاه

سکوت سیاه ابرو به هم کشیدم و گفتم چون من در این دیار بسی هست رو کن به دیگری که دلم را دیگر نه گرمی…

سنگ صبور

سنگ صبور امشب به لوح خاطر مغشوشم یادی از آن گذشتهٔ دور آید از قصه های دایه به یاد من افسانه یی ز سنگ صبور…

سنگ گور

سنگ گور ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر بر من منگر تاب نگاه تو ندارم بر من منگر زانکه…

سه تار شکسته

سه تار شکسته ای سایهٔ او ز من چه خواهی؟ دست از من رنجدیده بردار بر خاطر خسته ام ببخشای بگذار مرا به خویش ،…

سودای محال

سودای محال شب گذشت و سحر فراز آمد دیدهٔ من هنوز بیدار است در دلم چنگ می زند اندوه جانم از فرط رنج بیمار است…

شب صحرا

شب صحرا دلم فتاده به دام و ره فرار ندارد ره فرار نه و طاقت قرار ندارد به تنگدستی ی من طعنه می زند ز…

شب و نان

شب و نان مهر، بر سر چادر ماتم کشید آسمان شد ابری و غمگین و تار باز خشم آسمان کینه توز باز باران، باز هم…

شب

شب شب چون هوای بوسه و آغوش می کنی دزدانه جام یاد مرا نوش می کنی عریان ز راه می رسم و پیکر مرا پنهان…

شراب نور

شراب نور ستاره دیده فروبست و آرمید بیا شراب نور به رگ های شب دوید بیا ز بس به دامن شب اشک انتظارم ریخت گل…

شبکرذ

شبکرذ بر گو که چه می جویم، بنما که چه می خواهم؛ چون شد که در این وادی، سرگشته و گمراهم؟ از عشق اگر گویی،…

شراب

شراب بودم شراب ناب به مینای زرنگار مستی ده و لطیف و فرح بخش و خوشگوار رنگم به رنگ لالهٔ خود روی دشت ها بویم…

شعله های خشم وطن

شعله های خشم وطن گر شعله های خشم وطن، زین بیشتر بلند شود ترسم به روی سنگ لحد ، نامت عجین به گند شود پر…

شعله

شعله با او به شِکوه گفتم کو رسم دلنوازی؟ چو شعله تندخو شد، کاینجا زبان درازی؟! در آستان دلبر، سر باختن نکوتر کانجا به پا…

شکوفهٔ سحری

شکوفهٔ سحری ستاره دانهٔ افشاندهٔ گل سحر است گلی ز سیم که سیراب چشمه سار زر است چه باک از این شب غم وین ستاره…

شمع جمع

شمع جمع ای نازنین !‌ نگاه روان پرور تو کو ؟ وان خندهٔ ز عشق پیام آور تو کو ؟ ای آسمان تیره که اینسان…

شهاب طلایی

شهاب طلایی همچون نسیم بر تن و جانم وزید و رفت ما را چو گل دمی به سوی خود کشید و رفت بر دفتر خیال…

شور نگاه

شور نگاه عاشق نه چنان باید،کز غم سپر اندازد در پای تو آن شاید، کز شوق سر اندازد من مرغک مسکین را،هرگز سر وصلت نیست…

صبر کن ماه دیگر

صبر کن ماه دیگر مزد کار سخت طاقت سوز را از پی یک ماه، آوردم به چنگ با دلی از آرزو سرشار و گرم سوی…

صد چمن لاله

صد چمن لاله روزی آید که دلم هیچ تمنا نکند دیده ام غنچه به دیدار کسی وا نکند وین سبک جوش گران مایه – که…

صدای تو

صدای تو صدای تو گرم است و مهربان، چه سحر غریبی درین صداست صدای دل مرد عاشق است ، که این همه با گوشم آشناست…

صدای کیست

صدای کیست اگر به باغ نباشی درختِ سختِ تناور، چو برگ در تفِ توفان، دهن‌کجی کن و بگذر گَرَت به خنجرِ دشمن، نشد مقابله ممکن…

صدف

صدف ننوازی به سرانگشت مرا، ساز خموشم زخمه بر تار دلم زن که درآری به خروشم چون صدف مانده تهی سینه ام از گوهر عشقی…

عروسک مومی

عروسک مومی بودی آن نازنین عروسک عشق که تو را ساختم ز موم ِ خیال بر تنت ریخت دست پندارم؛ صافی و لطف ِ چشمه…

عطر پراکنده

عطر پراکنده بازگو، ای به کنار دگری خفتهٔ من! چه کند با غم تو این دل آشفتهٔ من؟ وه که امروز پرکنده تر از بوی…

عود

عود سوگند به موی تو که از کوی تو رفتیم از کوی تو آشفته تر از موی تو رفتیم بگذار بمانند حریفان همه چون ریگ…

غبار ماه

غبار ماه ندیده ام گلی و غنچه ای به دامن خویش چه خیر دیده ام از سِیر باغ و گلشن خویش غبارِ ماهم و دامان…

غرور

غرور سال ها پیش ازین به من گفتی که «مرا هیچ دوست می داری؟» گونه ام گرم شد ز سرخی ی ِ شرم شاد و…

غنچهٔ راز

غنچهٔ راز چهره ام تازه چو برگ گل ناز است هنوز نگهم غنچهٔ نشکفتهٔ راز است هنوز به درنگی دل ما شاد کن، ای چنگی…

فردا

فردا فردا همیشه می تازد، یک روز پیش تر از من من می دوم به دنبالش، اومی کند حذر ازمن فردا چه گونه معنایی ست؟تا…

فرشتهٔ آزادی

فرشتهٔ آزادی سال ها پیش از این ، فرشتهٔ من بند بر دست و مهر بر لب داشت در نگاه غمین دردآمیز گله ها از…

فرمان پذیر آتش باش

فرمان پذیر آتش باش هی قرص ،‌ هی دوا ، ول کن، این زندگی ست؟ آری ؟نه بهبود جسم ویران را ، هیچ انتظاری داری…

فریاد شکسته

فریاد شکسته گفتم مگر به صبر فراموش من شوی کی گفتم آفت خرد و هوش من شوی ؟ فریاد را به سینه شکستم که خوشترست…

فریاد می پرست

فریاد می پرست پزشک داند و من نیز دانم این مستی ز بیخ می کند آخر نهال هستی را، پزشک داند و من هم، ولی…

فریاد

فریاد گفتند: « شام تیرهٔ محنت سحر شود، خورشید بخت ما ز افق جلوه گر شود.» گفتند: « پنجه های لطیف نسیم صبح در حجله…

فعل مجهول

فعل مجهول بچه ها صبحتان بخیر ….. سلام درس امروز ، فعل مجهول است فعل مجهول چیست ، می دانید؟ نسبت فعل ما به مفعول…

فوق العاده

فوق العاده نیمی از شب می گذشت و خواب را ره نمی افتاد در چشم ترم جانم از دردی شررزا می گداخت خار و سوزن…

کابوس

کابوس همچو دودی کز آتشی خیزد از تن خویشتن جدا گشتم سر خوش و شادمان از این سودا که ز بندی گران رها گشتم نگهی…

کلاه نرگس

کلاه نرگس مباد عمر درین آرزو تباه کنم که بی رقیب به رویت دمی نگاه کنم تو دور از منی ای نازنین من ، بگذار…

کارمند

کارمند مرا امشب ای زن ،‌دمی همزبان شو که تا قصهٔ درد خود بازگویم تو را گویم آن غم که با کس نگفتم که گر…

که چی

که چی که چی ؟ که بمانم دویست سال، به ظلم و تباهی نظر کنم که هی همه روزم به شب رسد، که هی همه…

گر بوسه می خواهی

گر بوسه می خواهی گر بوسه می خواهی بیا، یک نه دو صد بستان برو این جا تن بی جان بیا، زین جا سراپا جان…

گریز

گریز من می گریزم از تو و از عشق گرم تو با آنکه آفتاب فروزندهٔ منی ای آفتاب عشق نمی خواهمت دگر هر چند دلفروزی…

گرهٔ کور

گرهٔ کور نیستم باده تا نشاط مرا بِرُبایی ز جام و نوش کنی نیستم شعله تا لهیب مرا با نفس های خود خموش کنی نیستم…

گفت و گو

گفت و گو تازگی چه خبرها ؟کهنه هم خبری نیست جز گرفتن و بستن ، کار تازه تری نیست شور و شوق و تحرک ؟…