زبان پارسی به عنوان یکی از دیرپا ترین و تاثیر گذار ترین زبان های جهان، تلفیقی بینظیر از قدمت تاریخی، نرمش دستوری و ژرفای فرهنگی را در خود جای داده است. این زبان در گذر قرن های دشوار نه تنها اصالت ساختاری خود را حفظ کرده، بلکه با ظرفیت های واژه سازی و نو آوری شگرف، همواره ابزاری پویا برای بیان اندیشه، هنر و هویت مردمان گوناگون بوده است. در ادامه، ۱۰ ویژگی برجسته و بنیادین از این گنجینهی گران بها از نظر میگذرد.
- نبود ضمیر جنسیّت: در زبان پارسی ضمیرهای مانند او و وی برای زن و مرد همسان است و جنسیّت دستوری نر و ماده (مونث و مذکر) در آن وجود ندارد. این ویژهگی در کنار توجه به برابری جنسیتی، از رهگذر ارزشی، زمینههای یادگیری آسان زبان را برای نوآموزان فراهم میسازد؛
- توانایی ساخت واژهگان: زبان پارسی، در ساخت واژهگان از گنجایش بزرگی برخوردار است و به نقل از زبانشناسان، از طریق ترکیبسازی و وندافزایی، دستکم توانایی ساخت بیش از ۲۲۵ میلیون واژهی جدید را دارد؛
- گنجایش برابرسازیهای پارسی در برابر واژههای بیگانه: زبان پارسی در بسا از موارد -ونه در همه موارد- از گنجایش گسترده در زمینهی برابرسازی واژههای پارسی در برابر واژههای بیگانه برخوردار است و از همینرو، سالانه برابرهای پارسی واژههای بیگانه در فرهنگستان زبان و ادب پارسی ساخته میشود؛
- داشتن هنجارهای سادهی دستوری: زبان پارسی هنجارهای دستوری ساده دارد. بهگونهی مثال حرف تعریف (همانند the در انگلیسی) ندارد و از حالت تثنیه (دوگان) هم فارغ است؛
- خوشآهنگ بودن: زبان پارسی بهدلیل آهنگ دلنشین و داشتن رویکرد موسیقایی، از شمار خوشآهنگترین زبانها دانسته میشود و همین خوشآهنگی آن را در هنگام خواندن و شنیدن گوشپسند و ذهننواز میسازد؛
- دیرینهگی و پایندهگی: این زبان با وجود گذار از سه دورهی تاریخی (دورههای باستان، میانه و نو) و پشت سر گذاشتن دگرگونی و تهاجمهای فرهنگی و زبانی بیشمار، توانستهاست ساختار خود را نگهداری کرده و بر پایهی دیرینهگی، پایندهگیاش را نیز حفظ کند؛
- ترجمهپذیری: یکی از ویژهگیهای زبانهای زنده و پویا در حوزهی زبانشناسی، گنجایش برگردان و ترجمهپذیری آنها است که از این رهگذر زبان پارسی بسیار شکوهمند است؛ زیرا برگردان آثار نویسندهگانی چون: مولانا جلالالدین محمد بلخی، حافظ، خیّام، ابنسینا، سعدی، ناصر خُسرو، عطار نیشاپوری و شاعران و نویسندهگان امروز پارسیزبان بهزبانهای زندهی دنیا، گواه این ادعا است؛
- فراقومی بودن و فرامنطقهای بودن: زبان پارسی، زبان یک قوم و یک منطقهی خاص نیست؛ بل زبان مشترک یک حوزهی فرهنگی-تمدنی کلان است که اکنون دربرگیرندهی افغانستان، ایران، تاجیکستان، سمرقند و بخارا میشود.
- هوّیتساز بودن: زبان پارسی، در کنار ویژهگیهای زبانیاش، بیانکنندهی هویت گویشوران و کاربران این زبان نیز است؛ زیرا هوّیت فرهنگی و تمدنی آنان در حوزهی این زبان شکل میگیرد و در همین زبان تکامل میکند؛
- نقش پیوند دهنده: مهمترین ویژهگی زبان پارسی در نقش پیوند دهندهبودن آن در جغرافیاهای پارسیزبانان است و امروزه پارسیزبانان با وجود تنوع جغرافیایی، دور یک هوّیت کلان که همانا شهروند بودن زبان پارسی اند، گِرد میآیند و این از برکت این زبان است که حتا مرزهای سیاسی، مذهبی و جغرافیایی را میشکند و همه را در چنبرهی زبان پارسی جمع میکند.
از سوی دیگر زبان تبارهای گوناگون نیز است؛ تبارها و اقوامی که اکنون به زبان پارسی سخن میزنند و در واقع شهروند واقعی شهرستان پارسی پنداشته میشوند.
جاوید فرهاد





