جامه صدسالگانِ طفلِ خام
مثنوی، دفتر ششم
افسوس که این دنیا یا به تعبیر مولانا درزیِّ یا همان خیاط عام، با آدمی بازی میکند؛ او را اغفال میکند و با رنگ و لعابها او را میفریبد. گویی این دنیا هر کس را حتی بزرگسالان را همچون کودکان به سوی بازی میکشاند. لباسهای او را میدوزد و سپس پاره میکند. چشمکی میزند و ترشرویی میکند. درِ باغ سبزی به او نشان میدهد و سپس در چاه میافکند.
اما چه باک که این خصلت این دنیاست. ملامتی بر او نیست. اگر ملامت و تقصیری هست بر ما آدمیان است که همچون طفلان به بازیهای او جذب میشویم و نهایتاً غافل و تهیدست او را ترک میکنیم.
علی منهاج





