مشکل عشق نه در حوصلهٔ دانش ماست
حلِّ این نکته بدین فکرِ خطا نتوان کرد
(حافظ)
هیچ علم و دانشی قادر نیست عشق را آنطور که حقیقتاً هست شرح و توضیح دهد و آن را دقیقاً تبیین کند. سخنِ نهایی همهٔ بزرگان در بابِ عشق همین بوده که عشق قابلِ شرح و بیان نیست. شاید بتوان دربارهٔ عشق سخن راند، امّا تعریفی از عشق که جامع و مانع باشد شدنی نیست. برای درکِ صحیح و کاملِ عشق تنها راه تجربه کردنِ آن است و البته این تجربه برای هر کس میتواند متفاوت باشد.
به تعبیرِ حافظ:
یک قصّه بیش نیست غمِ عشق وین عجب
کز هر زبان که میشنوم نامکرر است
از آنجا که هر دانش، زبان و قلمی در برابرِ عظمت، صلابت، پیچیدگی و انتزاعیبودنِ عشق راهی جز تسلیم و سپر انداختن ندارد؛ سعی در تبیینِ عشق فکری خطا و آب در هاون کوبیدن است.
به تعبیرِ مولانا:
چون قلم اندر نوشتن میشتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
عقل در شرحش چو خر در گِل بخفت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
(مثنوی، دفتر اول)
حلِّ این نکته بدین فکرِ خطا نتوان کرد
(حافظ)
هیچ علم و دانشی قادر نیست عشق را آنطور که حقیقتاً هست شرح و توضیح دهد و آن را دقیقاً تبیین کند. سخنِ نهایی همهٔ بزرگان در بابِ عشق همین بوده که عشق قابلِ شرح و بیان نیست. شاید بتوان دربارهٔ عشق سخن راند، امّا تعریفی از عشق که جامع و مانع باشد شدنی نیست. برای درکِ صحیح و کاملِ عشق تنها راه تجربه کردنِ آن است و البته این تجربه برای هر کس میتواند متفاوت باشد.
به تعبیرِ حافظ:
یک قصّه بیش نیست غمِ عشق وین عجب
کز هر زبان که میشنوم نامکرر است
از آنجا که هر دانش، زبان و قلمی در برابرِ عظمت، صلابت، پیچیدگی و انتزاعیبودنِ عشق راهی جز تسلیم و سپر انداختن ندارد؛ سعی در تبیینِ عشق فکری خطا و آب در هاون کوبیدن است.
به تعبیرِ مولانا:
چون قلم اندر نوشتن میشتافت
چون به عشق آمد قلم بر خود شکافت
عقل در شرحش چو خر در گِل بخفت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
(مثنوی، دفتر اول)
علی منهاج





