چون ما نیازمند و گرفتارِ آرزوست
گاهی به برگِ لاله نویسد پیامِ خویش
گاهی درون سینهی مرغان به های و هوست
(اقبال لاهوری، زبورِ عجم)
این خداوند نیست که گم شده است ، بلکه ما گم شدهایم. اگر او را نمییابیم از غیبتِ او نیست، از عدمِ حضورِ خودِ ماست. مایی که خوب نگاه نمیکنیم، خوب گوش نمیدهیم و تأمل نمیکنیم. مایی که او را در هر جا و ذرّهای از این عالَم نمیبینیم. به تعبیرِ اقبال، تقصیر از ماست که پیامِ او را بر برگِ لاله نمیخوانیم و سخنِ او را در نغمهٔ پرندگان نمیشنویم. پس خدا گم نشده است، ما گم شدهایم! اگر به خود بیاییم و با دل ببینیم و بشنویم، او همه جا و همه وقت با ماست.
علی منهاج





