چون نگه کردم سر من بود پُر از عشق او

چون نگه کردم سر من بود پُر از عشق او
من برون از هر دو عالم منظری را یافتم
(مولانا، دیوان شمس)

یکی از جلوه‌های زیبای عشق، دیدن نادیدنی‌ها در معشوق است. ویژگی‌های آشکار معشوق را همگان می‌بینند اما تنها عاشق است که می‌تواند پنهانی‌ترین بخش‌های وجود معشوق را ببیند. این توان، وسعت و عمق دید در عاشق به واسطهٔ عشق به وجود می‌آید. عشق وسعت‌دهندهٔ بینش آدمی است. چشم عاشق چشمی است که هیچ ذره‌ای نمی‌تواند خود را از آن مخفی کند. این چشم اما چشم سر نیست، چشم دل است. چشمی که در درون زاییده می‌شود و عاشق را چنان بینا می‌کند که هر آنچه را در درون و برون معشوق هست می‌بیند. چنین دیدنی لذّتی شگرف نیز به همراه دارد. لذّتی که صرفاً با تماشا حاصل می‌شود و تماشا نقطهٔ آغاز غرق شدن عاشق در بحر وجود معشوق است. عاشق هر چه در این بحر بیشتر غرق می‌شود بر حیرتش افزوده می‌شود. حیرت حاصل دریافتی آنی و عمیق است. عاشق درمی‌یابد که معشوق او صاحب جمیع زیبایی‌ها و حسنات است و شبیه و نظیری در عالم ندارد.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *