سپه رنج گریزند و نمایند قفا
(مولانا، کلیات شمس)
برخی آدمیان همچون دارو و درمان میمانند؛ شفای دردها و آمال روحی ما هستند. معشوق برای عاشق چنین حکمی دارد. او رنج و دردِ عاشق را مرهم و درمان است. به تعبیر مولانا در حضورِ معشوق است که لشکرِ رنج در وجودِ عاشق عقبنشینی میکند و تسلیم میشود. اگر چنین حالی در عاشق ایجاد شود آن هنگام است که میتوان عشقِ او را نسبت به معشوق راستین دانست. سعدی نیز چنین اشارهای در غزلیات دارد:
گفته بودم چو بیایی غم دل با تو بگویم
چه بگویم که غم از دل برود چون تو بیایی
هم دردِ فراق و هم دردِ و غمهای روحیِ عاشق تنها وقتی از میان میرود که معشوق در کنارِ عاشق باشد.
علی منهاج





