که عالم نیست عالم کَفکِ دریاست
(عطار، اسرارنامه)
این عالم مادی تنها کفی بر دریای بیکران هستی است . همه ما این کف را میبینیم و همه گمان میکنیم که کل هستی همین است که میبینیم. تنها آنهایی که دلی بینا دارند میتوانند ورای این کف را ببینند.
عطار کسانی را صاحب بصیرت حقیقی میداند که جز کف را هم میبینند. کسانی که امور ظاهری و مادی دنیا ذهن آنها را پر نکرده و پردهای بر دیدگانشان نکشیده است.
هر قدر انسان در این دنیای مادی غرقتر شود، از عالم حقیقی هستی غافلتر میماند. راه یافتن دل و دیدهای روشن، دوری جستن از اموری است که نه ارزشی دارند و نه سودی برای ما حاصل میکنند. اموری که جز سرگرم کردن انسان و غافل نگاه داشتن او نقش دیگری ندارند. هر چه ذهن خالیتر از این امور باشد، مجال ژرفاندیشی و زیر کف این دریا را دیدن بیشتر برای او مهیا میشود.
علی منهاج





