با تو پرداختمش؛ وز همه عالم رُفتم
(سعدی)
دلِ پریشان و مشوّش، با ذکر و حسِّ حضورِ خداوند آرام و قرار می گیرد. ذهنِ پر مشغله و آکنده از هیاهو نیز با یادِ پروردگار به آرامش دست می یابد. گویی کسی ذهن ما را جارو می کند و هر چه را گزنده، آزار دهنده، تشویش آور و مضطرب کننده است به دور می ریزد و گَرد و غبارِ اندوه و ناامیدی را می روبد. دغدغه های بیهوده، جان گیر و مزاحمِ روح و روان را یکسره پاک می کند و نسیمی در اطاقِ بسته ی ذهنِ ما جاری می کند. معشوق نسبت به عاشق چنین حکمی دارد. یاد و حسِّ حضورِ معشوق است که عاشق را تازه می کند و به او جانی دوباره می بخشد.
علی منهاج





