به حرفی می‌توان گفتن تمنّای جهانی را

به حرفی می‌توان گفتن تمنّای جهانی را
من از ذوقِ حضوری طول دادم داستانی را
(اقبال لاهوری، زبورِ عجم)

حرف‌های عاشق و معشوق، وقتی که در حضورِ هم هستند، بهانه‌ای برای لذّتِ حضور است. این حرف‌ها نیستند که مهم و اصلِ رابطه به شمار می‌روند، بلکه صرفاً برای چشیدن و حظ بردن از حضورِ یکدیگر حرف‌هایی بین عاشق و معشوق رد و بدل می‌شود. اقبال، در مقامِ عاشقی حقیقی، شجاعانه به این موضوع اعتراف می‌کند و می‌گوید اگر نکته‌ای برای گفتن باشد، هرچند مهم و مفصّل، می‌توان آن را در جمله‌ای بیان کرد، اما من از ذوقِ حضور در محضرِ معشوق چنان مست بودم که آن نکتهٔ ساده را طولانی‌تر بیان کردم و داستان‌ها از آن ساختم. در حضورِ معشوق حرفی برای گفتن نمی‌ماند جز ذوق و حظِّ حضور و سکوتی که خود هزاران حرفِ عاشقانه در نهان دارد اما نیازی به بیان آن نیست. اگر حرفی میانِ عاشق و معشوق هست به زمانِ فراق متعلّق است، نه هنگامِ وصال که هر لحظهٔ آن تماشایی و زیبا است.

علی منهاج

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *