بیروی تو عاشقان ممات است
هر روز دو عید از وصالت
هر شب شب قدر و هم برات است
از بند همه نجات جویند
ما را غم زلف تو نجات است
با حور جنان شهد وهم شیر
عشاق تو را کی التفات است
مشکل نبود ز جان گذشتن
بی تو نفسی ز مشکلات است
جز قصه عشق و طره تو
دیگر سخنان ترهات است
از روی تو کعبه شد مصفی
وز موی تو تیره سومات است
عشق تو حیات جمله عالم
حسن تو مدار کائینات است
مستان شه از جهات بر شد
چون وصل تو بی حد و جهات است
#مستانشاه_کابلی #شعر #غزل





