که عشـق و حُسن از بنیاد میم است
احــد را مـیـم احـمــد شــد کمــر بند
کـه صـید خـلـق از صـیاد میم است
شـناسـا گشـتـم از وی مـن خــدا را
بـه مـن ای دوسـتان امداد میم است
یکــی عــاشــق دگــر معشوق گردید
تمــامــی داد از بــیــداد مــیـم است
اگـر خـوبـان دل از عُـشـاق بـردـند
چـه گـویـم فـتنه از اسـتاد میم است
شـده مـعـمـور از وی هـر دو گیـتی
که عرش و فرش از بنیاد میم است
به لـوح سـیـنه ام مســتانــه شــاهـا
دو عـالـم نـقـطـهٔ از ایجاد میم است
حضرت سید مستان شاه (رح)





