بای بسم الله باشد مطلع دیوان ما
نقطه ام الکتب رونق ده ز دستان ما
بال قمری پیکرم گردید و اخگر شعله زن
ریخت میناو معلق باده جوشان ما
اکل و شرب از نور دارم زاهدان بیخبر
قرص و ماه و مشتری یک گردهء در خوان ما
کو دل افگار که سازد سینه خود را هدف
برق وحدت باشد اینک آتش پیکان ما
صیقل توحید و تیغ عشق و آبش نار حسن
غیر جان دادن نباشد چاره در میدان ما
تا به کی در جهل عقل ظلم نفس ای بی بصر
گشته نازل آیه ظلم و جهول در شان ما
من که مستان شاه شدم سرمست جام اولیا
زان سبب باشد خروش الاحد در جان ما
نقطه ام الکتب رونق ده ز دستان ما
بال قمری پیکرم گردید و اخگر شعله زن
ریخت میناو معلق باده جوشان ما
اکل و شرب از نور دارم زاهدان بیخبر
قرص و ماه و مشتری یک گردهء در خوان ما
کو دل افگار که سازد سینه خود را هدف
برق وحدت باشد اینک آتش پیکان ما
صیقل توحید و تیغ عشق و آبش نار حسن
غیر جان دادن نباشد چاره در میدان ما
تا به کی در جهل عقل ظلم نفس ای بی بصر
گشته نازل آیه ظلم و جهول در شان ما
من که مستان شاه شدم سرمست جام اولیا
زان سبب باشد خروش الاحد در جان ما





