بی وفا دلبر من عهدو وفانیست ترا
رحم بر عاشق غمدیده چرانیست ترا
تاکی از چله زر گوش گران ای شه چین
هیچ سونیست که شوری زگدا نیست ترا
میکشی عاشق بیدل تو به شمشیر جفا
خوف بر دل مگر از روز جزا نیست ترا
وعده وصل نمایی تو به فردا و صباح
عمر ها رفت که امروز وصبانیست ترا
تو زخوبان چه وفا میطلبی مستان شاه
یاد از یوسف و یعقوب چرانیست ترا
رحم بر عاشق غمدیده چرانیست ترا
تاکی از چله زر گوش گران ای شه چین
هیچ سونیست که شوری زگدا نیست ترا
میکشی عاشق بیدل تو به شمشیر جفا
خوف بر دل مگر از روز جزا نیست ترا
وعده وصل نمایی تو به فردا و صباح
عمر ها رفت که امروز وصبانیست ترا
تو زخوبان چه وفا میطلبی مستان شاه
یاد از یوسف و یعقوب چرانیست ترا
مستان شاه کابلی





