کجا از تو گمان می کردم این بی اعتنایی را

کجا از تو گمان می کردم این بی اعتنایی را
کجا من می کشم بی تو نفس های جدایی را

کجای زندگی لنگید، مثل مرده افتادم
بغل کردم به جای تو غم بی منتهایی را

ندانستی که تنهایی پس از تو می برد با خود
که بسپارد به خاک سرد مجنونِ خدایی را

ندانستی که بعد از تو در و دیوارِ این خانه
به آتش می کشد انسانِ مالیخولیایی را

برو جای تو خالی نیست، وقتی مرگ می خندد
برو دیگر نمی خواهم من این عشق گدایی را

محمد جعفر عزیزی

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *