خط دستم امتداد ناگزیر سرنوشت

خط دستم امتداد ناگزیر سرنوشت
روزگاری هست تنهایم اسیر سرنوشت

عاشقم برچشم های دختران روستا
فال می گیرم همیشه پیش پیر سرنوشت

در خطوط دست ها و پیچ و تاب زلف ها
مانده ام از بس دویدم در مسیر سرنوشت

درمیان قلعه‌ی متروک در اطراف بلخ
ناگهان بر سینه ام خورده است تیر سرنوشت

قسمت عاشق تمام عمر دوری بوده است
هیچ چیزی نیست در دنیا نظیر سرنوشت

سید سکندر حسینی بامداد

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *