در سرزمین جنگ باغ کوچکی هستی
چاقو بدستشان، تنفس کن که میفهمند
بر صورت ماهی دماغ کوچکی هستی
پرواز کن سوی دروگرهای آزادی
بر کشتزارشان کلاغ کوچی هستی
فریاد کن پشت سر دیوار فکرشان
تا جیر جیر و قاغ قاغ کوچکی هستی
برباد ده اینجا حجابت را که میترسند
بر دامن اسلام داغ کوچکی هستی
تو باش، فرداها اگر از ما کسی پرسید
تا خانههای ما سراغ کوچکی هستی
زبیر رضوان





